Total Pageviews

Sunday, September 25, 2011

اردوغان: مردم سوریه بشاراسد را سرنگون خواهند کرد

العربیه: رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه اعلام کرد مردم سوریه دیر یا زود بشار اسد را سرنگون خواهند کرد زیرا که دوره حکمرانی دیکتاتورها در سراسر جهان در حال نابودی است.

نخست وزیر ترکیه در گفتگو با شبکه خبری " سی ان ان " آمریکا خطاب به بشاراسد گفت: " به هیچ وجه نمی توانی از طریق ظلم، بر سرقدرت باقی بمانی. به هیچ وجه نمی توانی در برابر اراده مردم، ایستادگی کنی."

اردوغان افزود: "سرنگونی حکومت بشار اسد در سوریه ممکن است کمی بیشتر طول بکشد اما دیر یا زود مردم سوریه حکومت اسد را سرنگون خواهند کرد. ملت سوریه مانند مصر ، تونس و لیبی خواستار آزادی است."

اردوغان ادامه داد : " سرعت پیشرفت دموکراسی از حکومت های استبدادی پیشی گرفته است. حکومت های دیکتاتوری در حال از بین رفتن هستند."

از سوی دیگر علی حسن عضو شبكه شام كه اخبار مربوط به مخالفان سوری را منتشر می کند امروز اعلام كرد نیروهای امنیتی سوریه برای جلوگیری از شرکت دانش آموزان در تظاهرات به سمت آنها آتش گشودند.

وی در این زمینه افزود نیروهای امنیتی سوریه برای اجرای طرح خود در جاهایی نزدیک مدارس مستقر شده اند.

این در حالی است که شورای انقلاب سوریه اعلام کرد دیروز شنبه 18 نفر از معترضان در شهرهای مختلف این کشور توسط نیروهای امنیتی کشته شدند.

همچنین بنا به گزارش شاهدان عینی تعدادی از نیروهای لباس شخصی هوادار نظام که مخالفان آنها را "اوباش" می خوانند به سوی سفیر فرانسه هنگام خروج‌ از یک منطقه مسیحی نشین در بخش قدیمی دمشق تخم مرغ و گوجه پرتاب کردند.

اریک شوالیه سفير فرانسه در دمشق در این مورد گفت: " عده ای از هواداران نظام سوریه در حالی که میله های آهنی در دست داشتند ، تخم مرغ و سنگ به سوی ما پرتاب کردند."

هدیه ۵۰ میلیاردی خامنه‌ای به مسجد جمکران

سایت روزآنلاین: نماینده قم در مجلس شورای اسلامی از اختصاص 50 میلیارد تومان به مسجد جمکران از سوی رهبر جمهوری اسلامی برای "افزایش امکانات" آن خبر داد.

به گفته علی بنایی، این مبلغ ظرف مدت 5 سال هزینه می شود و صرف "نوسعه هرچه سریعتر زیرساخت‌های" مسجد جمکران خواهد شد.

مسجد جمکران در بخش شرقی شهرستان قم قرار دارد که تاریخ ساخت ابتدایی آن به بیش از هزار سال پیش باز می گردد. از آن هنگام تاکنون این مسجد بارها تخریب و مجددا بازسازی شده تا اینکه به وضع ظاهری امروز رسیده است.

به گزارش سایت رسمی علی بنایی، عضو فراکسیون روحانیون و کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات، او امکانات این مسجد را "جوابگوی سیل عاشقان حضرت مهدی" ندانسته و افزوده: "به علت کمبود امکانات این مسجد مقدس هر ساله در برگزاری مراسم نیمه شعبان و اعیاد و مناسبت های مذهبی در این مسجد با مشکل هایی روبه رو هستیم."

او همچنین خواستار "برنامه ریزی کارآمد و اصولی" دولت برای توسعه مسجد جمکران و افزایش امکانات رفاهی آن شده است.

بنایی گفته رقم 50 میلیارد تومانی برای توسعه این مسجد در سفر سال گذشته رهبر جمهوری اسلامی به قم از سوی آیت الله خامنه ای در نظر گرفته شده است.


پس از یک سال

رهبر جمهوری اسلامی روز 27 مهرماه 1389 به قم سفر کرد و 9 روز در این شهر حضور داشت. او در این مدت با تعدادی از روحانیون، مراجع تقلید و گروه های حامی خود دیدار و گفت و گو کرد.

مسجد جمکران که در کیلومتر ششم جاده قم –ـ کاشان و در نزدیکی روستایی به همین نام قرار دارد، مسجد مورد علاقه آیت الله خامنه ای است و بنا بر برخی اخبار غیر رسمی، وصیت کرده تا پیکرش پس از مرگ در آنجا به خاک سپرده شود.

تعدادی از شیعیان و بخصوص طرفداران آیت الله خامنه ای این مسجد را مسجدی مقدس می دانند که به دستور امام دوازدهم شیعه {امام زمان} ساخته شده است. آنها برای اثبات این سخن، به فردی به نام حسن بن مثله جمکرانی اشاره می کنند که به گفته خودش، امام زمان حدود هزار سال پیش به خوابش آمد و دستور ساخت این مسجد را داد.

مسجد جمکران در دوران رهبری آیت الله خمینی چندان مورد توجه نبود اما با درگذشت او و رهبری آیت الله خامنه ای توجهات به آن افزایش یافت. از آن پس صدا و سیما و دیگر دستگاه های تبلیغاتی، تلاش زیادی برای تبلیغات پیرامون آن انجام می دهند، مراسم زیادی در آن برگزار می شود و هزاران نفر هر سال از آن بازدید می کنند.

در این مسجد همچنین چاهی وجود دارد که برخی معتقدند اگر نامه های خود را درون آن بیندازند به دست امام زمان می رسد. محمود احمدی نژاد و دولتش نیز علاقه و اعتقاد زیادی به این مسجد و چاه آن دارند.


استقبال امام زمان از خامنه‌ای

در جریان سفر سال گذشته رهبر جمهوری اسلامی به قم، آیت الله خامنه ای در مسجد جمکران حاضر شد و ساعاتی را در آن به سر برد.

مدتی پس از آن سفر، برخی منابع خبری طرفدار او گزارش هایی مبنی بر "استقبال امام زمان" از رهبر جمهوری اسلامی منتشر کردند.

در همین راستا سایت "آینده روشن" با انتشار گزارشی از حضور رهبر جمهوری اسلامی در این مسجد نوشت: "صبح قبل از آنكه كسی متوجه شود، «آقا» به مسجد جمكران رفتند و بدون برنامه قبلی وارد مسجد جمكران شدند. وقتی آقا وارد شدند نمی‌دانید چه حال و هوایی بر مسجد حاكم بود، اما می‌شود فهمید كه مولا و سرور همه اهل عالم به استقبال ایشان آمده ‌بودند، وای چه هوایی و چه روحانیتی بر این فضا حاكم است."

این سایت به نقل از گزارشگر خود افزوده بود: "ساعتی آقا خلوت گزیدند، خلوتی كه گذشت نمی‌دانم چه بود و چه گذشت اما هر چه بود عرش را به فرش كشید تا بشنود و بنویسند از حضور كسی كه آماده بود نزد مولای خود، اما او چه می‌خواهد از مولای خود؟ او در این خلوت عرشی و ملكوتی به آقای خود چه گفت؟ هر چه گفت دعا بود وثنا به حال من و شما، آقا جان دلم می‌خواست جلوتر می‌آمدم و از شما می‌‌خواستم، شما كه آقا و سرور ما هستید از آقای خود بخواهید تا بیاید، زود زود..."

گزارشگر این سایت در توصیف لحظه ورود آیت الله خامنه ای به مسجد جمکران، خطاب به او نوشته بود: "وقتی وارد مسجد شدید تا نماز صبح را در پیشگاه مولای خود بخوانید، نور وجود امام زمان (عج) را از شكرانه حضور شما حس كردم، آقاجان اینجا كه شما به نماز ایستاده‌اید جایگاه مردی است از مردان خداوند كه روزی زمین را از كفر و ظلم و ستم آزاد خواهد كرد. وقتی نماز را به جماعت و اقتدا به عزیز امام مهدی (عج) آغاز كردم، تمام وجود پر شده بود از عشق، از نور، از بیداری، هر چه بود عنایت و لطف خدا، امامش و نایبش بود."

در ادامه مطلب این سایت آمده بود: " نماز كه تمام شد، خدام مسجد جمكران به صف به نشانه احترام ایستادند، اما ابهت و بزرگی شما چنان در آنان اثر كرده بود كه نمی‌توانستند زبان را در دهان بچرخانند، همه بهت‌زده و خوشحال از حضور شما تنها نظاره‌گر بودند كه شما پیش‌ دستی‌كردید و سلام دادید..."

رهبر جمهوری اسلامی بارها امام زمان را به نوعی به عنوان حامی خود و نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده ومدعی شده جمهوری اسلامی تحت هدایت و رهبری امام دوازدهم شیعیان قرار دارد.

احمدی نژاد هم چندی پیش در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود که پول یارانه های نقدی که دولتش به مردم می پردازد پول امام زمان است. او بعدا گفت آیت الله خامنه ای به او گفته بود این حرف را بیان کند.

چندی پیش نیز "رجانیوز" به نقل از حجت السلام کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری از قول سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان، نوشت: "یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت می گذشت. کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم، ایشان به ما امید داد و فرمود :شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست. سپس اضافه کردند : من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود. به دوستان و اعوان و انصار می گویم که آماده شوید به جمکران برویم. راه قم را پیش می گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم. بعد از راز و نیاز با آقا، من احساس می کنم همانجا دستی از غیب مرا راهنمایی می کند و من در آنجا به تصمیمی می رسم ومشکل بدین صورت حل می شود و همان تصمیم را عملی می کنم."

Friday, September 23, 2011

بیان ساده و خلاصه مشکل کنونی ما ایرانیان و ارائه راه حلی برای آن

آرش سلیم

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه ۱ مهر ۱٣۹۰ - ۲٣ سپتامبر ۲۰۱۱


- بدون «عقب نشینی» علی خامنه ای حتی برگزاری انتخابات نیمه آزاد (بین جناح های درون رژیم) ممکن نخواهد بود.
- عقب نشاندن خامنه ای کار آسان و بی خطری نیست. بدون برنامه برای مبارزه و سازماندهی و بسیج حداکثری مردم کاری پیش نخواهد رفت.
- در یک سال اخیر بدبینی و واگرایی و تفرقه در صف آزادیخواهان و مخالفان خامنه ای نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده است.
- جایی که عملا گزینه های استراتژیک زیادی برای مبارزه وجود ندارد، پس این همه اختلاف و تفرقه و در نتیجه نیروی همدیگر را خنثی کردن از کجا می آید؟
به گمان من مشکلِ غالب سیاسی نیست. همانطور که در این یادداشت خواهد آمد مشکل «روانی» است یا چیزی شبیه به این. انتخاب واژه مناسب به عهده خواننده گرامی.
ما با «بحران انباشت» زیاد دست بگریبانیم. شوربختانه این انباشت، انباشت دانش و تجربیات تاریخی برای ساختن آینده نیست. انباشت «دشمنی» هاست برای در جا زدن در گذشته و متوقف شدن! انباشت بدگمانی ها، دشمنی ها، و شکاف های ایجاد شده در طول ۶۰ ساله اخیر (از زمان ملی شدن نفت تا کنون) و حتی بیشتر؛ چون خوره به جان ما افتاده است. این شکاف ها که بخش عمده آن به انقلاب ۵۷ و پس از آن برمی گردد، جنبش آزادیخواهانه مردم ایران را با چالش بزرگی مواجه کرده است. چنین به نظر می رسد که هر فرد یا گروه و یا جریانی از قدرت گرفتن فرد یا گروه و یا جریان رقیب خود در فردای پیروزی واهمه دارد!
بایستی بی پرده گفت که آزادیخواهان ایران در یک سال اخیر جنگ «نرم» را به دشمنان آزادی ایران باخته اند. در این جنگ، رژیم تنها دشمن جنبش آزادیخواهی مردم ایران نبوده است. بلکه برخی دشمنان خارجی رژیم هم در این جنگ نرم با او در یک صف بوده اند. با ظهور درخشان جنبش سبز، عبور مسالمت آمیز و کم خطر مردم ایران از این پیج بزرگ تاریخی و تبدیل ایران به یک کشور دمکراتیک قدرتمند در منطقه؛ به یک احتمال بزرگ تبدیل شد. سناریویی که در مجموع در برخی محافل سوداگران و لابی های قدرتمنمد و تجاری ایدئولوژیک! فرامنطقه ای و شرکای منطقه ای آن ها چندان طرفدارانی ندارد. منافع آن ها در تغییراتی است که عوامل (ناپاک) مورد اعتماد آن ها را به حکومت برساند- و نه این که در ایران دمکراسی واقعی برقرار شود و در نتیجه یک دولت پاک واقعا ملی و دمکرات بر سر کار آید.
ایران کشوری است با یک جمعیت خوب تحصیل کرده، با منابع طبیعی فراوان، و در یک موقعیت ممتاز منطقه ای- که مردم آن یک تجربه بزرگ شکست انقلاب ۵۷ را هم در برقراری دمکراسی دارند! از نظر آن ها سه مسیر عمده تحولات پیش رو در ایران می تواند چنین باشد:
۱) برقراری دمکراسی واقعی
۲) تغییر رژیم به رژیم مورد پسند محافل و لابی های فرامنطقه ای و شرکای منطقه ای آن ها
٣) شکست جنبش و رژیم و بی ثباتی و تجزیه احتمالی ایران
برای برخی محافل رادیکال دست راستی که حتی کشته شدن میلیون ها انسان و ویرانی های فراوان دغدغه ای نیست، گزینه ٣ مطلوب ترین گزینه است. بگذریم که در عمل هر ویرانی در هر گوشه جهان برای آن ها پتانسیل یک پروژه و یک بیزنس است. گزینه ۲ برای محافل میانه روتر گزینه مطلوب می باشد.
درست است که مردم ایران در راه برقراری دمکراسی واقعی، افکار عمومی دنیا را با خود دارند؛ اما عملا قدرت مالی و رسانه ای و سازمانی طرفداران گزینه ٣ و ۲ به طورر حساب شده علیه جنبش آزادیخواهی ایرانیان عمل می کند. در این میان برخی جریانات تجزیه طلب هم بر روی گزینه ٣ شرط بندی کرده و یا خواهند کرد.
اینجاست که این حجم از کینه پراکنی و ایجاد تفرقه بین ایرانیان در طول تاریخ بی سابقه است- کینه ورزی های گروهی و حزبی، قومی، مذهبی، خدا- بیخدا، استان به استان، ... و غیره. محافل و باندهای درون رژیم هر کدام سازمان و بودجه خود را با حداکثر توان برای این جنگ نرم علیه مخالفان به میدان آورده اند. برخی محافل خارجی هم از طرف دیگر در راستای استراتژی خود در صحنه این جنگ نرم حضور دارند. جاهایی جریان موسوم به «انحرافی» با محافل خارجی اشتراک منافع دارند و یا برنامه مشترک دارند. کسانی که جایگزین شدن بخشی از جریان انحرافی را، در گزینه ۲ یک احتمال می دانند. دلارهای نفتی فراوانی که خرج شده و یا این وسط گم شده است، رسمی و یا پول شویی شده در دست محافل و شرکت هایی ست که به ظاهر مخالف جمهوری اسلامی اند، اما در واقع برای شکست جنبش دمکراسی خواهی ایران در تلاش سه شیفته هستند.
خب چه می توان کرد؟
به گمان من باید برگشت به اصل اول: پذیرش اختلافات؛ پذیرش یکدیگر.
این اصل در نگاه اول، ساده و بدیهی به نظر می آید. اما شوربختانه به بزرگترین مشکل ما تبدیل شده است. دردناک است ولی واقعیت است که ما حتی در این مرحله مانده ایم. در اصلی متوقف شده ایم که می گوید بیایید فقط در یک چیز توافق کنیم: بپذیریم که با هم اختلاف داریم! پذیرش این اصل نه تنها می تواند جنگ نرم علیه جنبش در دامن زدن به اختلافات را مهار کند- که به پیش برد مبارزه علیه رژیم نیز کمک خواهد کرد.
هیچ فرد و یا گروهی نه این حق را دارد و نه می تواند خود را ایرانی تر از دیگری و یا دیگری را «غیرخودی» بداند. ما متاسفانه کار را از رژیم کریه تر کرده ایم. هر کدام بدون هیچ شرمساری به خود اجازه می دهیم بخشی از هموطنان خود را با میل خود برای همیشه حذف کنیم. غافل از این که معیار سنجش یک دمکراسی خواه و یک دمکرات واقعی آن است که در وهله اول برای آزادی دیگران و به ویژه آن هایی که در اقلیت هستند کوشا باشد نه برای تحمیل خود به مردم. چرا که راه حل پایدار، برقراری دمکراسی است؛ مستقل از هر جریان و یا گروه و حزبی!
از طرف دیگر اکثر رهبران و شخصیت های سیاسی در صحنه، پس از زندانی شدن آقایان موسوی و کروبی متاسفانه لیدرشیب موثری نشان نداده اند. بیشتر درگیر خود و گروه خود هستند و نتوانستند در قد و قواره یک رهبر فراگیر تاثیر معناداری در جمع و جور کردن مشکلات مخالفان رژیم داشته باشند. بسیاری از آنها با دامن زدن به کینه های گذشته، به جای بخشی از راه حل، خود بخشی از مشکل بوده اند!
به گمان من یک راه حل مشکل در دست آکادمیسین های متعهد و دمکراسی خواه خارج کشور است. دور هم جمع شوند و با نگاه علمی بیطرفانه به مشکل و تعریف روشن صورت مساله، طرحی را برای کنار هم نشاندن فراگیر ایرانیان حول یک پروژه خنثی «غیرسیاسی» تدوین کنند. برای مثال پروژه مشترک می تواند تشکیل کمیته ای باشد با هدف جمع کردن کمک برای قحطی زدگان شاخ آفریقا. هنگامی که در عمل نشان دادیم که داشتن اختلافات را پذیرفته ایم و می توانیم با هم بی حب و بغض حرف بزنیم، مقدمات تشکیل کنگره ملی موقت برای دوران گذار را فراهم آوریم. کنگره ای که معادل یک مجلس نمایندگان است و نه یک دولت در تبعید و یا یک ائتلاف از چند حزب و جریان. پارلمانی که قانون اساسی آن بیانیه جهانی حقوق بشر است و متشکل است از تمامی جریانات سیاسی و قومی و مذهبی و صنفی و غیره تا جایی که بتواند حتی الامکان جامعه ایران را نمایندگی کند. این کنگره می تواند با ۷۵ نفر (یک نفر برای یک میلیون جمعیت) در خارج شروع به کار کند ولی ۱۵۰ صندلی یا بیشتر را برای پیوستن احزاب و شخصیت های مخالف داخل کشور در نظر بگیرد.
گام بعدی مبارزه همه جانبه و برنامه ریزی شده شامل نافرمانی های مدنی، اعتصابات، اعتراض ها، تظاهرات و دیگر راه های مبارزه مدنی برای فلج کردن و به زانو درآوردن خامنه ای در برابر اراده مردم است. وقتی او زانو زد برگزاری یک انتخابات آزاد با شرکت همه گروه ها و جریانات شامل جریانات داخل رژیم ممکن خواهد شد. بهترین ناظر و مجری انتخابات به ترتیب سازمان ملل و اتحادیه اروپا خواهند بود. بیایید تمام داوری ها درباره یکدیگر را به صندوق های رای آینده و قضاوت مردم ایران واگذار کنیم.
حال یک عده شروع می کنند به تکرار بحث صوری با مساله. انگار دیگران نمی دانند که با این رژیم برگزاری انتخابات آزاد ممکن نیست. خب همه این را می دانیم. برای همین است که می گوییم باید کنگره ملی را به وجود آورد و حداکثر نیروها را حساب شده و با برنامه بر علیه خامنه ای بسیج کرد و به میدان مبارزه آورد. وقتی خامنه ای در مقابل اراده مردم زانو زد و عقب نشینی کرد همه کاری می توان کرد. آبرومندانه ترین انتخاب برای خامنه ای و کم هزینه ترین مسیر برای مردم و کشور- اما نه تنها مسیر برای رسیدن به هدف- این است که شورای نگهبان فعلی را کنار بگذارد و یک شورای نگهبان بی طرف و بی اعتنا به نظارت استصوابی منصوب کند. فرماندهانی هم که در کودتای انتخاباتی ٨٨ و سرکوب مردم نقش داشته اند استعفا دهند. این یک راه حل و یا استراتژی خروج است که مخالفان با داشتن یک کنگره ملی و با اقتدار و حسن نیت وقتی که توانستند مردم را به صحنه مبارزه بیاورند به خامنه ای پیشنهاد می کنند. اما اگر خامنه ای قبول نکرد، مخالفان که قرار نیست از اهداف خود دست بردارند! ممکن است مخالفان تا دستگیری علی خامنه ای مجبور به مبارزه باشند. تا ابد با حرف زدن بیخودی و بی پشتوانه و مثلا «نقد کردن» نمی توان قمپز در کرد و برای توجیه بی عملی خود مخالفت خوانی کرد! جایی که خود کاری نمی کنیم و درباره هر راه حلی مخالفت خوانی می کنیم، در واقع به «نامربوطی» خود اذعان می کنیم.
در این میان یک عده می مانند که به هیچ راه حلی تن در نخواهند داد. آن هایی که می دانند در انتخابات اول شانس موفقیتی ندارند. ولی شعور آن را ندارند درک کنند که در یک دمکراسی انتخابات بعدی هم خواهد بود. در یک ایران آزاد امکان آگاه کردن مردم و جلب رای مردم برایشان تا ابد فراهم است. کسانی که این فرق برایشان قابل هضم نیست مشکل خودشان هستند. فقط باید مواظب کارشکنی ها و عقده گشایی های آن ها بود!

 

فراخوان تجمع اعتراضی در دانشگاه صنعتی شریف سه شنبه، ۵ مهرماه




تعدادی از فعالین دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف، در اعتراض به حکم ٦ سال حبس تعزیری علی اکبر محمدزاده و بازداشت غیرقانونی کوهیار گودرزی، از دانشجویان این دانشگاه درخواست نموده اند که در تجمع اعتراضی در روز سه شنبه، ۵ مهرماه، شرکت کنند.

به گزارش دانشجونیوز، علی اکبر محمدزاده، دانشجوی رشته مهندسی مکانیک و دبیر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف است که ٢٦ بهمن ماه سال ٨٩ در پی تجمع بزرگ روز ٢۵ بهمن ماه، توسط مامورین اطلاعات و با هماهنگی مسئولین دانشگاه بازداشت شد و همچنان در زندان به سر می برد. وی در دادگاه بدوی به ریاست قاضی صلواتی به اتهام "تجمع و تبانی به قصد براندازی" و "تبلیغ علیه نظام" به ٦ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

کوهیار گودرزی، دانشجوی رشته مهندسی هوافضای این دانشگاه و فعال حقوق بشر، نیز پس از به پایان رساندن دوران محکومیت یک ساله اش در آذر ماه ٨٩، مجددا در مردادماه سال جاری بازداشت شد و هیچ اطلاعی از وی در دست نیست.

در همین رابطه صفحه فیسبوک "علی اکبر محمدزاده را آزاد کنید" از برگزاری تجمع در روز سه شنبه، ۵ مهر ماه در ساعت ٣ خبر داده است.

در این دعوت به تجمع آمده است: "سه شنبه ۵ مهرماه، ساعت ٣ بین ساختمان تالارها و ابن سینا در اعتراض به حکم غیرقابل باور علی اکبر محمدزاده و فشارهای وارده بر کوهیار گودرزی گرد هم می آییم".

در قسمتی دیگر از این فراخوان آمده است: "ما دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بار دیگر دور هم جمع خواهیم شد و فریاد خواهیم زد که تا علی اکبر محمدزاده به خانواده شریف بازنگردد، شریف جای آسایش شما نخواهد بود."
 

Sunday, September 18, 2011

ساحل شیشه‌ای

ساحل شیشه‌ای
1390/06/27 11:00
موضوع:بازیافت ،


بازیافت هم بازیافت‌های طبیعی! معمولاً محصول و نتیجه‌ی عملیات بازیافت صنعتی، چیزی کم ارزش‌تر از ماده‌ی اولیه است. اما طبیعت توی بازیافت‌هایش محصولات با ارزش‌تری تولید می‌کند. نمونه‌اش بدن جانداران زیر خاک، که بعد از هزاران سال تبدیل به فسیل و نفت می‌شود، یا همین ساحل شیشه‌ای و زیبا در کالیفرنیا! چه کسی باورش می‌شود که این ساحل زیبا از زباله‌های یک قرن پیش ساخته شده باشد؟ اگر می‌خواهید بدانید چطور از زباله‌های انبار شده در ساحل، بعد از سال‌ها بسیار، چنین مناظری خلق شده است، داستان ساحل شیشه‌ای و عکس‌های بیشتر را در ادامه‌ی مطلب ببینید.

اوایل قرن بیستم ساکنان Fort Bragg تمام زباله‌های منازل و هم‌چنین ماشین‌های اوراقی خود را از بالای صخره‌ی این ساحل، پرتاب می‌کردند یا وسایل از کار افتاده را آتش می‌زدند. کم کم ساحل به انبار توده‌های زباله تبدیل شد. در 1976 مسئولین شهر، این ساحل را بستند و اجازه ندادند دیگر کسی زباله‌ای اینجا بریزد. چند دهه گذشت و طی این سال‌ها، موج‌های ساحل با خرده‌زباله‌هایی که میانشان شیشه زیاد بود، تنها ماندند! به تدریج موج‌ها از یک دپوی زباله، چنین ساحلی ساختند که ذرات شیشه‌ای و رنگارنگش زیر نور خورشید به زیبایی می‌درخشند!








Wednesday, September 14, 2011

ارتش سایبری گروه و گروهان فیسبوکی راه انداخته است!

پیک نت
همزمان با شایعه سازیهائی که در باره شرکت و حضور و یا عدم شرکت و عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس آینده جریان دارد، و از داخل و خارج کشور دنبال می شود، روی شبکه فیسبوک نیز در هفته های اخیر دهها گروه ظاهر شده اند که با دقت تمام نیرو جمع می کنند تا در سر بزنگاه نقش آفرینی کنند. ارتش سایبری سپاه و بسیج با همه امکانات شیطانی خود در این زمینه وارد میدان شده است.

سیاست گریزی و سیاست زدگی، تبلیغ پرسش نامه های پوچ و مضحک( نظیر: دست بلند تر است یا پا؟)، با برچسب جملاتی که نامش را گذاشته اند شعر و همگی آغشته به سوز و گداز عشق و عاشقی، دور زدن مشکلاتی که مردم در داخل کشور با آن دست و پنجه نرم می کنند، گمُ کردن و خاک پاشیدن بر روی رویدادهای پس از انتخابات 22 خرداد و به فراموشخانه سپردن نام موسوی و کروبی و خاتمی و دیگران، جاکن کردن روح و ذهن جوان ها از مسائل سیاسی داخل کشور، وصل کردن فیسبوکی (چت بازی) جوان و سالمند به یکدیگر و .... شکار از میان آنها و...

این تازه بخشی از کارنامه ارتش سایبری سازمان امنیت سپاه است. بخش دیگری از این بازی، پخش انواع باصطلاح اخبار موثق درباره نفوذ در جی میل و کنترل و کشف و لو رفتن و آدرس ها و نام رمزها و .... است، که با آب و تاب و اغراق آمیز روی شبکه اینترنت پخش می شود و بنام این و آن، روی این آتش نفت می پاشند. حتی مستندات بین المللی نیز با خرید و رشوه به شرکت ها، درست می کنند. رابطه ها را می خواهند قطع کنند. با ایجاد ترس می خواهند مردم را از هم جدا کنند. مردم را می خواهند غیر سیاسی کنند. سری به پیام های گروهی که سیل آسا ارسال می شوند و یا گروه هائی که با نام های مختلف و فریبنده تشکیل می شوند بزنید. حتی با راه انداختن گروه های خودشان، می کوشند اعتماد میان اعضای گروه های قدیمی و تا حدودی آشنا با هم را نیز از میان ببرند. حکومت را دست کم نگیرید. گربه وقتی در اتاق به دام می افتد و پنجره ها برای فرار بسته است، خطرناک تراست و مهاجم تر. روی میلیاردها دلار نفت خوابیده اند و برای نگهداشتن شیر لوله های نفت در اختیار خودشان، سر کیسه را می دانند کجا "شُل" کنند و چگونه به پیشباز حوادثی نظیر انتخابات بروند!

Saturday, September 10, 2011

بررسی شرایط فوق العاده دراجلاس محرمانه مشهد

پیک نت - 19 شهریور 1390

سلام- طی روزهای پیش از تشکیل مجلس خبرگان و روزهای پس از این جلسه، چند سفر ویژه اما غیر رسمی به مشهد انجام شد، که از نگاه برخی محافل سیاسی پنهان نمانده است. این سفر ها در ارتباط بود با جلسه مجلس خبرگان و بحث های تندی که در آن صورت گرفت و همچنین کشاکش های پس از این اجلاس. البته زمینه ساز این بحثها، سفر دو ماه پیش هاشمی رفسنجانی به مشهد و اقامت چند روزه اش در آنجا بود. گفته می شود هاشمی در همان سفر و در یکی از دیدارهای خاص که واعظ طبسی نیز حضور داشته، در تفسیر شخصیت علی خامنه ای گفته بود: "ایشان از یک دیکتاتور تمام عیار، دیگر چیزی کم ندارد!"

اگر دقت کرده باشید به سخنرانی خامنه ای در دیدار با اعضای خبرگان که 5 شنبه به دیدارش رفته بودند، او در یک جمله که شاه بیت سخنرانی اش بود، به همین مسئله سعی کرد پاسخ بدهد و بگوید که دیکتاتور نیست!

تا آنجا که گفته می شود، پس از سفر شماری از روحانیون به مشهد و استقرار اولیه آنها در کاخ "بیلدر" که کاخ مخصوص آیت الله واعظ طبسی است و سپس تقسیم آنها در مکان های دیگر، رهبر جمهوری اسلامی نیز محرمانه وارد مشهد شده و در همین کاخ مستقر شد. تا آنجا که از مشهد خبر رسیده، شکل حضور خامنه‌ای در مشهد با گذشته کاملا متفاوت و در خفا می باشد. تمام تیم حفاظتی رهبری بشکل غیر محسوس در مشهد مستقر شدند.

یگانه چهره ای که در میان فرماندهان سپاه که در لباس غیر نظامی راهی مشهد بوده اند هنگام سوار شدن به هواپیما و سفر غیر رسمی و محرمانه به مشهد شناسائی شده "محسن رضایی" فرمانده اسبق سپاه بوده است.

دو مسئله مهم و در ارتباط با هم در این جمع شدن مطرح بوده است. اول، برقراری نوعی آشتی و تفاهم میان خامنه ای و رفسنجانی و از این طریق تبدیل هاشمی به پل وصل اصلاح طلبان به حاکمیت و مسئله دوم که بی ارتباط با مسئله اول نیست، بررسی میزان خطر حمله به ایران و چاره جوئی برای جلوگیری از آن و مقابله با آن.

مسئله آشتی با رفسنجانی در میان چند روحانی شاخص و قدیمی مجلس خبرگان طرح شده و مهدوی کنی را واسطه این کار اعلام کرده بودند.