Total Pageviews

Thursday, June 23, 2011

آمریکا ایران ایر را تحریم کرد

دولت آمریکا شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی، دو شرکت عمده ایرانی و یک شهروند این کشور را به اتهام نقض تحریم ها، ارتباط با سپاه پاسداران و کمک به انتقال تسلیحات به حزب الله لبنان تحریم کرده است.

وزارت خزانه داری آمریکا پنجشنبه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که نام شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (ایران ایر) را به فهرست تحریم های خود افزوده است.

 

مقام های آمریکایی گفته اند که این شرکت برای سپاه پاسداران و وزارت دفاع ایران تسلیحات حمل و نقل می کند.

دولت ایران هنوز به دور تازه تحریم های اعمال شده از سوی دولت باراک اوباما واکنش نشان نداده است.

هم زمان، هیلاری کلینتون و تیموتی گایتنر، وزیران امور خارجه و خزانه داری ایالات متحده طی بیانیه ای بر ادامه سیاست واشنگتن که بر تحریم و مذاکره چندجانبه با ایران استوار است، تاکید کرده اند.

این دو گفته اند که جامعه بین المللی باید تحریم ها را علیه ایران تشدید کند و دامنه آنرا گسترش دهد.

به گفته آنان: "پیشگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای یکی از مهم ترین اولویت های دولت آمریکاست. ما همچنان نگران مقاصد هسته ای ایران هستیم."

ایران با رد اتهام های آمریکا می گوید که برنامه اتمی این کشور صلح آمیز است.

خزانه داری ایالات متحده همچنین "شرکت سرمایه گذاری مهر اقتصاد ایرانیان" و "شرکت تایدواتر خاورمیانه" را تحریم کرده است.

تاید واتر خاورمیانه در امور خدمات بندری و دریایی فعالیت دارد.

مقام های آمریکا گفته اند که سپاه پاسداران از شرکت تایدواتر خاورمیانه برای انتقال محموله های "غیرمجاز" استفاده می کند.

علی آلفونه، پژوهشگر در موسسه آمریکن انترپرایز که درباره فعالیت های سپاه پاسداران تحقیق می کند به بی بی سی فارسی گفت: "تحریم شرکت تایدواتر خاورمیانه قطعا امکان سپاه پاسداران برای واردات ابزارآلات مرتبط با صنعت اتمی و موشکی جمهوری اسلامی را سخت تر خواهد کرد."

او افزود: "تاسفانه سوءاسفتاده سپاه پاسداران هم از کشتیرانی و هم از هواپیمایی جمهوری اسلامی باعث دردسر مردم غیرنظامی در ایران شده است... به نظر من هم پیمان های اروپایی ایالات متحده نه تنها از دادن سوخت به هوایپمایی جمهوری اسلامی جلوگیری خواهند کرد که این امکان نیز وجود دارد که با استناد به همین تحریم ها از پرواز هواپیماهای ایران ایر به بسیاری از پایتخت های اروپایی جلوگیری شود."

بر اساس اطلاعات موجود، تایدواتر خاورمیانه، از شرکت های خصوصی بوده که پس از انقلاب مصادره شده و طی سال های گذشته، در مالکیت مشترک نهادهایی نظیر بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید بوده است.

وزارت خزانه داری گفته است که در حال حاضر سپاه پاسداران، بانک مهر و شرکت سرمایه گذاری مهر اقتصاد ایرانیان کنترل این شرکت را در دست دارند.

شرکت سرمایه گذاری مهر اقتصاد ایرانیان نیز از سوی آمریکا تحریم شده است.

دولت باراک اوباما یک شهروند ایران به نام بهنام شهریاری و شرکت بازرگانی او با نام "بهنام شهریاری" را هم تحریم کرده است.

به گفته خزانه داری آمریکا، این ایرانی به نمایندگی از سوی شرکت کشتیرانی لاینر ترانسپورت کیش در کمک تسلیحاتی به گروه حزب الله لبنان دست دارد.

آمریکا روز دوشنبه نیز ۱۰ شرکت کشتیرانی و سه شخصیت حقیقی را به خاطر ارتباط با برنامه هسته ای و موشکی ایران تحریم کرده بود.

این شرکت ها عبارت بودند از خطوط کشتیرانی پاسیفیک، آتلانتیک اینترمودال، کریستال شیپینگ، پرل شیپینگ، آزورس شیپینگ، سینوز مریتایم، سانتکس لاینز، فیر وی شیپینگ.

سه نفری هم که به عنوان اشخاص حقیقی مشمول تحریم قرار گرفتند، مدیران ارشد شرکت کشتیرانی ایران هستند.

مقام های ایرانی بارها تاکید کرده اند که تحریم های آمریکا بر خط مشی سیاسی یا اتمی این کشور تاثیر نخواهد گذاشت.

تعداد زندانیان سیاسی اعتصابی به 18 تن رسید

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: شش تن از زندانیان سیاسی در بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج اعلام کرده اند که از امروز پنج شنبه به جمع ۱۲ زندانی سیاسی اعتصابی زندان اوین می پیوندند. کیوان صمیمی، عیسی سحر خیز، مسعود باستانی، علی عجمی، جعفر اقدامی و حشمت الله طبرزدی اعلام کرده اند که در حمایت از ۱۲ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ و تا زمانی که این۱۲ تن در بند ۳۵۰ اوین در اعتصاب غذا هستند با آنان همراه خواهند بود.

زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر تا چندی پیش نیز در اعتراض به وضعیت بد زندان و بدرفتاری با زندانیان در اعتصاب بوده اند و اینک با پیوستن به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان اوین جان خود را به خظر انداخته اند.

گفتنی است که ۱۲ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در اعتراض به جان باختن هدی صابر و هاله سحابی از روز شنبه گذشته در اعتصاب غذای نامحدود به سر می برند که دو تن از آنها روز گذشته به دلیل وخامت جسمی به بهداری منتقل شدند.

این زندانیان خواهان معرفی و مجازات عاملان قتل هدی صابر و هاله سحابی هستند و مسولان باید به این خواسته توجه کرده و از رخداد فاجعه ای دیگر جلوگیری کنند.

بهمن احمدی امویی،حسن اسدی زیدآبادی، عمادالدین باقی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، محمد داوری، امیرخسرو دلیرثانی، فیض الله عرب سرخی، ابوالفضل قدیانی، محمد جواد مظفر، محمدرضا مقیسه، عبدالله مومنی زندانیانی هستند که با انتشار بیانیه ی اعتصاب غذای خود را اعلام کرده بودند اما با آزادی عماد باقی و محمد جواد مظفر این تعداد به ده نفر کاهش پیدا کرد و پس از پیوستن مهدی اقبال و محسن امین زاده مجددا به رقم سابق بازگشت.





Tuesday, June 21, 2011

اعتصاب غذای این دوازده تن٬ تبدیل به فرصتی جدید شده است برای رساندن صدای مظلومیت ایرانیان آزاده و دموکراسی‌خواه به تمام دنیا و فصلی نوین است در مبارزات مسالمت‌آمیز و دموکراسی‌خواهانه همه مردم ایران

سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در چهارمین روز اعتصاب غذای ۱۲ زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین با صدور اطلاعیه‌ای «با ابراز نگرانی از وضعیت این زندانیان مظلوم با ارج نهادن به خواسته‌های برحق زندانیان و اعلام همبستگی با آنان٬ از عبدالله مومنی و حسن اسدی‌زیدآبادی٬ و ده زندانی آزاد و والا مقام که بی هیچ توجیه قانونی و شرعی و انسانی در بند ظلم گرفتار شده اند مصرانه می خواهد که به اعتصاب غذای خود پایان دهند و در عین حال از همه حق جویان و ظلم ستیزان می خواهد که برای حمایت از این عزیزان پیام مظلومیت آنها را بازتاب دهند .»
این سازمان همچنین «اعتصاب غذای این زندانیان را لحظه تعیین کننده مقاوت در برابر سرکوب فزاینده حاکمیت دانسته و از از مجامع بین‌المللی و حقوق‌بشری و از گزارشگر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل خواسته است تا نسبت به روند اتفاق افتاده در زندان‌های ایران واکنش نشان داده و از نقض مکرر حقوق زندانیان سیاسی جلوگیری کرده و تلاش خود را برای پایان دادن به وضعیت تاسف‌بار زندان‌های ایران انجام دهند.»

به گزارش ادوارنیوز متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:

ملت آگاه ایران؛

نقض حقوق اولیه و بدیهی زندانیان سیاسی بی گناه که می رفت در هیاهوی جنگ قدرت درون حاکمیت کم رنگ شود با فریاد مظلومیت و پاکباختگی هدی صابر و هاله سحابی به گوش جهانیان رسید.

هاله سحابی که در زمان مرخصی از زندان و در مراسم تشییع پیکر پدر بزرگوارش از سوی ماموران امنیتی و لباس شخصی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مظلومانه به شهادت رسید.

و هدی صابر زندانی شجاع و پاکباخته ای که در پی شهادت هاله سحابی دست به اعتصاب غذا زد و در بهداری زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت و ساعاتی بعد مظلومانه به شهادت رسید.

فریاد آزادی خواهی هدی صابر اینک با رشادت هم بندانش که شاهدان صادق فاجعه شهادت یار و هم رزم خویش بوده اند و در اعتراض به جنایات صورت گرفته دست به اعتصاب غذا زده و خود را به کام مرگ در انداخته اند تداوم یافته است.

اعتصاب غذای ۱۲ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ در شرایطی وارد چهارمین روز خود گشته که موجی از نگرانی را در نزد خانواده‌های این زندانیان و ایرانیان سراسر دنیا ایجاد کرده است اما دریغ و افسوس که از سوی مسئولان قضایی و امنیتی ایران با بی توجه ای مواجه شده و چون همیشه هیچ گوش شنوا و فریاد رسی برای اجابت خواسته های قانونی و حداقلی آنها وجود ندارد.

بی‌توجهی به خواسته‌های زندانیان،سکه رایج دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری‌اسلامی شده و مطالبات به حق آنان مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. مطالباتی که اساسا فراتر از قوانین موجود در جمهوری‌اسلامی نیست و زندانیان خواسته‌ای جز اجرای دقیق آن برای بهره‌گیری از حقوق مصرح در این قانون ندارند.

در این میان مرگ مرحوم هدی صابر٬ بر اثر بی‌توجهی مقامات زندان به وضعیت وخیم جسمانی او و ضرب و شتم در بهداری اوین٬ باعث شده است که بار دیگر نگاه‌ها به سمت وضعیت بحرانی زندانیان سیاسی در ایران جلب شود. وضعیتی که می‌توانست به دلیل برخی از هیاهوهای داخلی و جنگ قدرت میان اصول‌گرایان٬ به دست فراموشی سپرده شود. مرحوم صابر اما با مرگ دردناک خویش٬ سکوت زندانیان را تبدیل به فریادی رسا کرده است که اکنون بر سر هر کوی و برزن جاری است.

اکنون اعتصاب غذای این دوازده تن٬ تبدیل به فرصتی جدید شده است برای رساندن صدای مظلومیت ایرانیان آزاده و دموکراسی‌خواه به تمام دنیا و فصلی نوین است در مبارزات مسالمت‌آمیز و دموکراسی‌خواهانه همه مردم ایران.

بی شک اعتصاب غذای این زندانیان لحظه ی تعیین کننده‌ی مقاومت در برابر سرکوب فزاینده‌ی حاکمیت است.

این اعتصاب پیامی واضح به حاکمانی است که در طول سالهای اخیر، به کرات خواسته های بخش قابل توجهی از مردم را نادیده گرفته و با پایمال کردن حقوق انسانی آنان اهداف شوم خویش را در سر می پرورانند.

در این میان عبدالله مومنی و حسن اسدی‌زیدآبادی٬ دو تن از زندانیان سرافراز سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) نیز٬ در میان اعتصاب‌کنندگان هستند و برای رسیدن به خواسته‌های بر حق و قانونی خود٬ جان‌شان را نیز در طبق اخلاص گذاشته‌اند.

سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) با ابراز نگرانی از وضعیت این زندانیان مظلوم با ارج نهادن به خواسته‌های برحق زندانیان و اعلام همبستگی با آنان٬ از عبدالله مومنی و حسن اسدی‌زیدآبادی٬ و ده زندانی آزاد و والا مقام که بی هیچ توجیه قانونی و شرعی و انسانی در بند ظلم گرفتار شده اند مصرانه می خواهد که به اعتصاب غذای خود پایان دهند و در عین حال از همه حق جویان و ظلم ستیزان می خواهد که برای حمایت از این عزیزان پیام مظلومیت آنها را بازتاب دهند .

ما از مجامع بین‌المللی و حقوق‌بشری و از گزارشگر ویژه حقوق‌بشر سازمان ملل می‌خواهیم تا نسبت به روند اتفاق افتاده در زندان‌های ایران واکنش نشان داده و از نقض مکرر حقوق زندانیان سیاسی جلوگیری کرده و تلاش خود را برای پایان دادن به وضعیت تاسف‌بار زندان‌های ایران انجام دهند.

ما از مجامع داخلی و بین المللی و تمامی انسان‌های آزاده جهان تقاضا داریم به هر نحو ممکن اعتراض خود را به نقض مکرر حقوق اولیه شهروندان ایران و به خصوص زندانیان بی دفاع ابراز دارند

ما همچنین از از حاکمان امروز ایران نیز می‌خواهیم که از تاریخ ایران و جهان درس عبرت گرفته٬ و در پی برآورده کردن تمامی حقوق زندانیان سیاسی باشند. آنانی که به ناحق و به جرم ناکرده٬ روزگار در زندان سپری می‌کنند. مسوولیت جان تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی٬ در سراسر ایران با مسوولان جمهوری‌اسلامی است.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوار تحکیم وحدت)

۳۱ خرداد ۱۳۹۰

هردم از اين باغ برى ميرسد................تازه تر از تازه ترى ميرسد.

هر دم از اين باغ برى ميرسد
تازه تر از تازه ترى ميرسد

و اين باغشان كه خشك تر و بسته تر و مظحك تر از باغ مظفر آقاى مهران مديرى است و به باغ وحش نزديك تر را همان امالقراى اسلام ميدانند كه رب العالمىن صد و بيست و چهار هزار پيامبر براى رسيدن به آن فرستاد.


آب در كوزه اش پندارند و نميفهمند كه نخبگان و سرمايه هاى عقل و شعور اين مُلك و ملت { آنهاشان كه از تيغ و داغ و درفش عدالت نشان جان بدر برده اند} نه بدنبالش كه از شرش - گرد جهان ميگردند.


و اينبار نه هنر كه شر تر از هرچه شر - خ.ر تر از هرچه خر- نزد ايرانيان است و بس.




بهشت حى و حاظرى كه ميوهء رسيده ء آن جفنگ گوى جفتك اندازى است بنام جناب جنتى كه :


كَس نميداند كدام روز از كجا آمد
كَس نميداند همه مردند ، چرا اين يك نمى ميرد



و كارخانهء توليدى عدل و عدالتى كه از گيرهء سرطان زاى بند ناف نو زادگان و شير خشكِ قاچاقِ نا سالمِ غيرِ استانداردش تا سنگ و آجر خانه هاىِ اجاره اش خونِ جگر و زندانهايش مملو از هر آنكه جگر دارد و قبر هاىِ پُر صداىِ جگر خراش و پُر جمعيتش بدان آلوده است.


دولتش دولتى عدالت پرور كه مو را از ماست ميكشد.
كه تا ما - ماست هستيم - هست .
در فرهنگش گاه مو همان ناخن است و بنام عدالت ميكشد.
گاه دشمنى است حمله كننده از زير روسرى ها .
و گاه از آنِ يارانِ از ما بهتران و جنيان.



رهبرش - اين چراغ و گُه - هرش.....يگانه به ذات است و برايش هر قدر هم كه بگردى حرف تعريفى نيست.
چگونه باشد ؟ كه چو او نبوده است و نيست و نخواهد بود.



دِى گشت ميزدم در معانىِ پست و پست ترين و خلا و گند و گُه
كز اينها غنى تر حرفِ تعريفى بهرِ اين مردكِ يكتا به ذاتم آرزوست
گفتند يافت مى نشود ، گشته ايم ما
با ذاتى اينچنين پليد شمر و يزيد ، بل خودِ شيطانم آرزوست





و اينك در حكومت عدلِ على گدايشان ، خبر ها ميرسد از گوشه و كنار از شريران و اوباشانى كه گويا بال دارند يا قباىِ نامرئى يا انگشتر سليمانى و يا ماهيهايى لغزنده اند كه بدام نمى افتند و كدام دام و كدام افتادن كه در ديارِ غريبان و غربتيان دام و افتادگانِ در آن اسم و رسم و سواد و مقام و شهرت است يا نردبانى بر آن.


و اين بى خدايان چنان نا خداشان به زنان و دخترانِ اين ديار گاه در كوه و بيابان ، گاه در كوى و برزن و گاه در حضور دست و پا بستهء همسران تجاوز به عنف ميكنند ، آنهم گروهى ...با ياران و دوستان ...بد تر از ديوان و دَدان ...بى خوف بى وحشت ، در امن و امان.


و چه خوفى و چه وحشتى ...چه آشى و چه كشكى وقتى بنامِ اسلام با فتواهاىِ كتبى و شفاهىِ اعظم ها و عظما هاىِ اين طويله با فرياد يا زهرا به زن و مرد و پير و جوان در زندانهاىِ بى حساب و كتابشان تجاوز ميكنند.




رطب خورده منعِ رطب كِى كند؟




پس جاى تعجب نمى ماند كه قاضى و وكيل و پاسبان و بادمجانِ دورِ قاب و مزهء عرق در اين دستگاهِ نفتيِ كوفتى { ما اهل كوفه نيستيم - على تنها بماند.....فرياد زنان} قربانىِ تجاوز را محكوم به بد حجابى ميكنند.




شايد بايد رفت گاوى گوسفندى چيزى قربانى كرد.( خ . ر - بماند براى وقتش كه بزودى ميرسد)چرا كه قربانى تجاوز با وصل شدن به اين حجابِ زوركىِ من درآوردىِ يا روسرى يا تو سرى بعد از حتك حرمت به بد حجابى متهم ميشود وگر نه اگر در اين شهرِ هِرتِ پر هارت و پورتِ هرزگانِ حرامزاده به دشمن زير عباى آغا وصل ميشد كه بايد جنازه عزيزمان را از جرثقيلِ made in china پائين مى آورديم.




و بعد هم جسد را يا تحويل نميدادند و مى دزديدند و مانند ترانهء عزيزمان در بيابانى به آتش ميسوزاندند و يا بايد امضاء ميكردى كه دخترك دستهء گلت در كمال شادابى و سلامت سكته كرده و اصلاً هم انگار نه انگار كه پدر نيامرزيده ها ، همين كه جوانانِ سالمِ قوى بنيه در اين كارخانهء عدل و عدالتِ شما راه براه پشت سر هم سكته ميكنند - يعنى چه ؟




آخرش هم در مراسمى كه نبايد بگيرى ، نبايد گريه كنى ، نبايد صلوات بفرستى ، نبايد قرآن بخوانى و هزار نبايد ديگر در حالى كه صداى اذان و لا الاه الا الله و محمدً رسول الله و علي ان ولى الله  از مساجد پخش ميشود.
حى على الصلاه ، حى على الفلاح و حى على خيرالعملشان هتاكى با ركيك ترين الفاظى است كه لايق خودشان و رهبرشان و جد و آبادشان است.
و چنان چهار نعل ميتازند كه از موعذن و شيطان هردو سبقت ميگيرند.
40 يا 400 نفر را بازداشت ميكنند ، 400 يا 4000 نفر را كتك ميزنند و الى آخر.



چه باك گر كسى مرد به مشتِ ددان
كه  اين مردگان از خداست حكمشان
خداشان ولى نيست خداىِ اذان





آرى - براى خانواده اى عزادار ، هزار هزار اَنتَر و مَنتَر با و بى يونيفورم از كارخانهء عدل و عدالتشان گوئى هر چه خر و الاق در اين ديار اسهال گرفته از هر گوشه و كنارى سرازير ميشود در حالى كه براى 150 شرير كه 4 ساعت بيمارستانى را قرق ميكنند ، براى دكتر چاقو ميكشند و بگوش پرستار ميكوبند گوساله اى هم يافت نميشود كه بگويد خَرَت به چند من ؟


باز هنوز با وجدانهامان چنان ميخى كه در ديوار كوبيده شده ، مى بينيم و مى شنويم كه :


هردم از اين باغ برى ميرسد
تازه تر از تازه ترى ميرسد.



ميم - ك