Total Pageviews

Wednesday, October 19, 2011

جانباز جنگ در زندان جمهوری اسلامی جان باخت

خبرگزاری هرانا – یک رزمنده جنگ ایران و عراق که در جریان اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی و برخورد با اراذل و اوباش بازداشت شده بود در زندان جان باخت.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد.ب شصت ساله که هفته گذشته در جریان اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی بازداشت شده بود پس از انتقال به زندان قزل حصار به طرز مشکوکی جانباخت.

پزشکی قانونی علت مرگ این بازداشتی را عفونت ریوی اعلام کرده اند این درحالی است که نزدیکان وی می گویند وی هیچ گونه بیماری پیش از بازداشت نداشته است.

مسئولین زندان بدون اجازه روئیت جسد و به صورت کفن پیج جسد را تحویل خانواده وی داده و در حین خاکسپپاری نیز اجازه مشاهده بدن وی را ندادند.

این شهروند تهرانی که در جریان طرح ارتقاء امنیتی در منطقه نظام آباد به دلیل درگیری لفظی با ماموران بازداشت شده بود به مدت سه روز در بازداشت بسر برده و سپس در زندان به طرز نامعلومی جانباخته است وی در جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق رزمنده جبهه های جنگ بوده است.

Tuesday, October 18, 2011

توطئه تروریستی؛ انگلیس دارایی پنج پاسدار تروریست را مسدود کرد

به گزارش رادیو فردا، وزارت خزانه‌داری بریتانیا روز سه‌شنبه گفت که دارایی‌های پنج ایرانی را در ارتباط با اتهام توطئه ترور سفیر عربستان در واشینگتن مسدود کرده‌است.

ایالات متحده آمریکا می‌گوید که دو شهروند ایرانی قصد داشته‌اند با دادن پول به قاچاقچیان مکزیکی، عادل الجبیر، سفیر عربستان در آمریکا را ترور کنند.

مقام‌های آمریکایی منصور ارباب‌سیر، تبعه ایرانی-آمریکایی و غلام شکوری که گفته شده عضو نیروی قدس سپاه پاسداران است و احتمالا در ایران به سر می‌برد را به عنوان دو عامل اصلی اجرای این «طرح ترور» معرفی کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، وزارت دارایی بریتانیا تأیید کرده‌است که بر اساس «قانون مسدود کردن دارایی تروریست‌ها» اموال دو فرد نام‌برده را به همراه دارایی‌های سه ایرانی دیگر مسدود کرده‌است.

بنا بر این گزارش، سه فرد دیگری که شامل این اقدام بریتانیا شده‌اند عبارتند از حامد عبداللهی، از افسران ارشد نیروی قدس که متهم است به طراحی این طرح ترور کمک کرده‌است، عبدالرضا شهلایی، یکی از معاونان نیروی قدس، و قاسم سلیمانی، فرمانده این نیرو که گفته می‌شود نظارت بر اجرای طرح ترور را بر عهده داشته‌است.

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده نیز در روزهای اخیر این پنج فرد را مورد تحریم قرار داده‌ بود.

دولت آمریکا پیش از این در شهریورماه سال ۱۳۸۷، عبدالرضا شهلایی را به عنوان یکی از طراحان «یک عملیات بسیار پیچیده» در عراق که در دی‌ماه ۸۵ منجر به کشته شدن پنج سرباز آمریکایی شد معرفی کرده بود و او را در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

مقام‌های آمریکایی طرح ترور مورد اشاره خود را «یک طرح ناشیانه اما جدی که از سوی یگان برون‌مرزی سپاه پاسداران یعنی نیروی قدس طراحی شده» است، توصیف می‌کنند.

هفته گذشته ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا به مجلس عوام این کشور گفت: «طرحی که از آن یاد می‌شود ظاهرا نشانه شدت گرفتن حمایت ایران از تروریسم در خارج از مرزهای آن است.»

وی همچنین از انجام گفت‌وگوهایی میان ایالات متحده، بریتانیا، عربستان سعودی و اتحادیه اروپا درخصوص تحمیل تحریم‌های بیشتر علیه رژیم ایران یا نهادهایی خاص خبر داد.

باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، پیش از این در یک نشست خبری گفت: «ما باور داریم حتی اگر مقامات بلندپایه (ایران) از جزئیات عملیات آگاه نبوده‌اند، ایران می‌بایست در قبال اینکه کسانی در این حکومت درگیر چنین طرحی بوده‌اند، پاسخگو باشد.»

Saturday, October 8, 2011

برخی رویدادهای "کش دار" "کش" بدهند یا ندهند تق رهبر و کشتی نظام در آمده!

روزی که دکتر زهرا کاظمی، عکاس بین المللی را قاضی مرتضوی با ضربه ای که به سر او وارد آورد کشت، ایشان او را قاضی شجاع خطاب کرد، کشش ندادند و پرونده را بستند.
روزی که دکتر زهرا بنی یعقوب را در بازداشت منکرات همدان کشتند، ایشان سکوت را به خانواده او که وابسته به سپاه پاسداران بودند توصیه کرد و گفت کشش ندهید.
روزی که فاجعه کهریزک فاش شد، ایشان، مانند ماجرای حمله به کوی دانشگاه در سال 87 ژست پیگیری گرفت اما همه دیدند که قاضی مرتضوی به دفتر احمدی نژاد نقل مکان کرد و ایشان سکوت را پیشه کرد و به پدر روح الامین نیز توصیه به مدارا و کش ندادن کرد!
گفتند قتل های زنجیره ای فراتر از پوینده و مختاری و فروهر و همسرش است و یک لیست 44 نفره را شامل می شود که کشته اند و یکی از فتوا دهندگان آیت الله خوشوقت است که در بیت شماست. ایشان گفت به همان چهار مورد بسنده کنید و دادگاهی برای ماستمالی کردن برپا کنید و ماجرا را کش ندهید.
میلیون ها ایرانی فریاد زدند "رای ما کو؟" ایشان گفت بزنید توی دهن آنها که می خواهند نتیجه اعلام شده و زود تائید شده از جانب من را کش بدهند.
2 سال و نیم است که خانواده زندانیان سیاسی از ظلم و جوری که درحق آنها و زندانیانشان می شود می نالند و ایشان دهها دیدار و سخنرانی کرده و خطبه نماز جمعه خوانده اما لام تا کام از این فاجعه سخن نگفته است. گوئی اوین در کره ماه است و روی زمین نیست تا ایشان بعنوان رهبر مسلمین جهان و بقول سرداران سپاه رهبر مستضعفان جهان درباره آن دهان باز کند.
یک ملت و دهها سازمان و نهاد حکومتی و یا بین المللی درباره زندان خانگی موسوی و کروبی می گویند و ایشان معتقد است نباید در باره این مسائل حرف زد و "کش داد"!
با درگذشته آیت الله منتظری نزدیک به یک میلیون نفر خودشان را رساندند به قم تا در تشییع جنازه او شرکت کنند و ایشان صلاح ندانست آن را "کش" بدهد!
سه سفر محرمانه به قم کرده و هر راست و دروغی که توانسته در دیدارهای خصوصی اش با مراجع گفته تا بلکه از آنها تائید کودتای 22 خرداد را بگیرد و چون موفق نشد، حالا اخبار مراجع را "کش" نمی دهند! آخرین نمونه آن نامه آیت الله دستغیب به آیت الله مهدوی کنی رئیس خبرگان است، که هیچ روزنامه ای آن را "کش" نداد!
می گویند "خاوری" رئیس بانک ملی که با اشاره مافیای حکومتی خود را به انگلستان و از آنجا به کانادا رسانده صندوقچه اسرار است و اگر بخواهند می توانند از طریق پلیس بین المللی او را برگردانند، اما ایشان می گوید "کشش ندهید". بگذارید همانجا زندگی کند. چون اگر بیاید اینجا ممکن است مثل سعید امامی زیر بازجوئی دهان باز کند و آنوقت نام آقا مجتبی و احمد جنتی و کارگزاران آنها مانند علینقی(سید محمد جدید) جهرمی و... وسط می آید.
می گویند آقا! این چه نظام و چه کشوری است؟ چه مجلسی است و چه قوه قضائیه ایست که با توصیه و دستور شما اداره می شود و قانونی درکار نیست؟ و برای مجلسی ها از بیت رهبری پوزه بند می فرستید. می گوید "لازم نیست کشش بدهید".
می گویند شما که در همین تهران و در نماز جمعه خود گفتی این ارقامی که درباره ناپدید شدن پول ها در دولت می گویند بیخود است، "ما که خودمان آمار و ارقام را داریم و اطلاعات هم داریم". پس چطور می شود جنابعالی از چپاول 3 میلیارد دلاری بی خبر باشید؟ می گوید "کشش ندهید".
آقا! گند کار در آمده. با کش یا بی کش!
(اصطلاح "پوزه بند" را فراکسیون 99 نفره که بعدها علی خامنه ای گفت نگوئید 99 نفر، من هم هستم و بگوئید یکصد نفر، در زمان آیت الله خمینی به کار برد. یعنی وقتی آقای خمینی به مجلس پیام داد که میرحسین موسوی باید نخست وزیر باقی بماند، رهبران این فراکسیون در مجلس آن زمان گفتند: برای ما از جماران پوزه بند فرستاده اند!)
پیک نت ـ 16 مهر 1390

130 حسابدار رسمی قربانی افشای اختلاس بزرگ شدند

در پی دستگیری برخی وکلای کانون وکلای ایران و لغو عضویت آنها، وزارت اطلاعات طی نامه ای خطاب به هیات تشخیص صلاحیت جامعه حسابداران رسمی ایران و سازمان حسابرسی، صلاحیت حدود 130 تن از ۱۷۰۰ تن حسابداران رسمی را مورد تائید قرار نداده و از هیات تشخیص صلاحیت خواسته شده نسبت به ابطال کارت عضویت این عده اقدام شود. گفته میشود اسامی برخی از برجسته ترین حسابداران رسمی ایران در این لیست قرار دارد.
ظاهرا در پس برملا شدن فساد بانکی اخیر مقامات بالا تعدادی از حسابداران رسمی را مسئول افشای این فساد دانسته و در صدد انتقام گیری از آنان بر آمده اند.
جامعه حسابداران رسمی ایران مهمترین تشکل حرفه حسابرسی ایران قلمداد می شود که در چند ساله اخیر دولت کوشش کرده به اشکال مختلف کنترل آنرا بدست گیرد، اما با مقاومت اعضای آن مواجه شد، اما در تیرماه سالجاری با تغییرات گسترده ای که در اساسنامه جامعه حسابداران توسط وزیر امور اقتصادی و همدستانش بعمل آمد اختیار جامعه حسابداران رسمی که نهادی غیر دولتی میباشد بدست دولت افتاد و در همین جهت دولت بر آن شده تا دست به پاکسازی حسابداران رسمی متعهد و غیردولتی بزند تا با رعب و وحشت حسابداران رسمی را تحت انقیاد خود درآورد. بنظر میرسد بازداشت خبرنگاران، دستگیری برخی اعضای کانون وکلا و عدم تائید صلاحیت حسابداران رسمی سریال جدید برخورد با نهادهای مدنی و از بین بردن هرگونه صدای اعتراض وافشای مسائل افتصادی است.
پیک نت ـ 16 مهر 1390

Wednesday, October 5, 2011

چه تجارت زیانباری کرد خامنه ای

عبدالرحیم رضوانی

2011.10.05







<><><>
همگان به خاطر دارند که آیت الله در دوران اصلاحات هیچ فرصتی را برای انتقاد از وضع موجود از دست نداد. از نظر ایشان در آن زمان فساد مالی دولت را فراگرفته بود و مبارزه فراگیر با فساد می بایست یک ضرورت مبرم تلقی شود از این رو فرمان تشکیل ستاد مبارزه با فساد را صادر کردند. تعابیری مانند این که با «دستمال کثیف نمی‌توان شیشه را تمیز کرد» حاکی از اعتقاد آیت الله به آلودگی اصلاح طلبان به فساد مالی بود. در نگاه آیت الله دولت اصلاحات متهم به بی توجهی به مشکلات اقتصادی جامعه بود از این رو در برابر اصلاحات سیاسی شعار اصلاحات اقتصادی را مطرح کرد. از نظر آیت الله همچنین پرداختن به طرح‌های زیربنایی و سرمایه گزاری های کلان کافی بود و چنان که در سفر به کرمان و در جمع مردم این استان اعلام کردند «از این پس مردم باید نتیجه این اقدامات را در سر سفره‌های خود ببینند».

اکنون بیش از بیست سال از رهبری آیت الله خامنه‌ای می‌گذرد. حدود پانزده سال از این دوره به کسب اقتدار و نیل به موقعیت رهبری بلامنازع گذشت. زمانی که آیت الله خامنه‌‌ای با رأی مجلس خبرگان به رهبری نظام جمهوری اسلامی منصوب شد، با دو واقعیت مواجه بود که در نظر وی ناخوشایند می‌نمود:‌
۱- در سطح رهبران انقلاب و مسؤلان بلندپایه نظام افراد بسیاری وجود داشتند که هم از نظر سابقه مبارزاتی پیش از انقلاب و هم از نظر نقش و تأثیر گذاری در دوران بعد از انقلاب در مراتبی برتر از ایشان قرار می‌گرفتند. چهره‌هایی نظیر آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله موسوی خوئینی، آیت الله صانعی، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله کروبی، سید احمد خمینی، مهندس میرحسین موسوی،‌ مهندس بهزاد نبوی و... مجموعه ای از مسئولان تراز اول نظام به شمار می‌آمدند که یا سابقه انقلابی و مبارزاتی به مراتبی بیشتر از آیت الله خامنه ای داشتند و یا بیش از ایشان مورد اعتماد و علاقه رهبری بودند.
۲- آیت الله خامنه‌ای در میان روحانیون و عالمان دینی نیز جایگاه علمی برجسته‌ای نداشت. بنابراین در زمانی که ایشان زمام رهبری را به دست گرفت نه در سطح فعالان و رهبران سیاسی و نه در سطح عالمان و مراجع دینی، از موقعیت ممتازی برخوردار نبود.
این واقعیات آقای خامنه‌ای را در برابر یک دو راهی قرار می‌داد یا با پذیرش امام به عنوان یک استثناء به شیوه دیگری از رهبری تن داده در سطح مذهبی تفوق و مشروعیت بخشی مذهبی مراجع به قدرت خود را بپذیرد و در سطح سیاسی نیز دست کم در پشت پرده قدرت، مشارکت و همکاری جمعی همپایگان خود را برای اداره کشور بپذیرد و یا این که درصدد کسب اقتدار و مرجعیت سیاسی و مذهبی همچون امام خمینی برآید. انتخاب نخست با روحیات آیت الله خامنه‌ای سازگاری نداشت. بررسی سوابق و روحیات وی به روشنی گویای این حقیقت است که تحمل افراد قدرتمند و مستقل برای ایشان چندان ساده نیست. بنابراین انتخاب دوم باید در دستور کار قرار می‌گرفت. اما یک اشکال وجود داشت و آن این که اقتدار امام خمینی را اوصاف و ویژگی‌هایی رقم زده بود که غالباُ به شخصیت خود وی مربوط می‌شد. امام مرجعی مسلم،‌عالمی به نام در حوزه فقه و فلسفه و عرفان بود که شاگردان بسیاری تربیت کرده بود. شاگردانی که هر یک چهره‌ای برجسته علمی و سیاسی در دوران انقلاب به شمار می‌آمدند. درحالی که آقای خامنه‌ای فاقد این مزیت بود. امام خمینی از پشتوانه مبارزه علیه رژیم شاه در سطح رهبری حرکات انقلابی برخوردار بود در حالی که آیت الله خامنه‌ای یکی از مخالفان عادی رژیم شاه به شمار می‌رفت. امام به اعتراف همه اطرافیان و آشنایان دارای خصوصیات شخصیتی و کارکتری بود که وی را به نحو غیر قابل انکاری از دیگران متمایز می‌کرد در حالی که آقای خامنه‌ای دارای چنین اوصافی نبود. این ناداشته‌ها کسب اقتدار و موقعیتی ممتاز به مثابه یک رهبری فرهمند را از خلال پروسه‌‌ای طبیعی عملاُ برای آقای خامنه‌ای غیر ممکن می‌ساخت. از این رو باید روش‌های میان بر و در عین حال غیرمعمول در دستور کار قرار می‌گرفت.
استفاده از زور و قدرت و تبلیغات و تکیه به نهادهای نظامی و امنیتی تنها راهی بودکه می‌توانست تمامی آن ناداشته ها را برای آقای خامنه‌ای به داشته‌ها تبدیل کند. برای رهبر نظامی مانند جمهوری اسلامی که جهت حفظ مشروعیت خود به نهاد روحانیت و مرجعیت نیازمند است،‌ دو راه بیشتر وجود ندارد یا تمکین در برابر این نهاد و یا قرار گرفتن در سطح مرجعیت. برای آیت الله خامنه‌ای راه اول چنان که گفتیم از همان ابتدا منتفی بود. از این رو احراز مقام مرجعیت دینی یکی از اولویت‌های وی به شمار می‌آمد. کسب این مقام برای ایشان که در میان عالمان برجسته جایگاهی قابل ذکر نداشت امر ساده‌ای نبود. از این رو این مقام باید از طریقی غیر متعارف و بی سابقه در سنت حوزوی به دست می‌آمد. طریقی که درعین بی سابقه و نامتعارف بودن در میان مراجع و عالمان طراز اول حساسیتی برنیانگیزد. درخواست روحانیون سیاسی وابسته حکومتی از ایشان مبنی بر انتشار رساله و اعلام مرجعیت، می‌توانست اولین گام در این راه باشد. این درخواست در آغاز با تواضع و درعین حال عدم اعتماد به نفسی آشکار پذیرفته شد و آیت الله خامنه‌ای اعلام کرد که با توجه به حضور مراجع بزرگوار و تنها به دلیل ضرورت‌ها و مصالح نظام، مرجعیت خارج از کشور را می‌پذیرد. بدیهی است که چنین منطقی با مبانی و اصول بدیهی مرجعیت شیعی مغایرت داشت. در مرجعیت شیعی اصل بر اعلمیت است و اگر این معیار در فردی احراز شد او صلاحیت مرجعیت دارد و در نتیجه تعیین جغرافیای حوزه نفوذ برای وی کاملا ناموجه و نامعقول خواهد بود. تحدید حوزه جغرافیایی از لوازم و آثار قدرت سیاسی است و نه قدرت دینی و مذهبی که مربوط به ایمان انسان‌ها است و ذاتاُ هیچ‌گونه محدودیت‌های جعرافیایی را برنمی‌تابد. اعلام پذیرش مرجعیت شیعیان غیر ایرانی آن هم «بنا به مصالح کشور» به نحو غیر قابل انکاری از آلوده کردن مرجعیت دینی به مقتضیات قدرت سیاسی حکایت داشت، امری که در سنت مرجعیت شیعی یک بدعت آشکار به شمار می‌آمد. همگان و بیش از همه خود آیت الله خامنه‌ای به این حقیقت واقف بود که علت اعلام این محدودیت جغرافیایی نه «مصالح کشور» بلکه رعایت «مصالح» رهبری (عدم تحریک حساسیت مراجع و روحانیون تراز اول) در نزدیک شدن گام به گام به مرجعیت رسمی است. چیزی که سال‌های بعد محقق شد. استفتائات پراکنده و سازمان یافته اولیه در سال‌های بعد به صورت مجموعه استفتائات و پس از آن به صورت توضیح المسائل ایشان به عنوان یک مرجع مسلم تقلید منتشر شد.
تا این جا به نظر می‌رسید مشکل نخست یعنی کسب جایگاهی هم سطح و برابر در میان مراجع دینی به ظاهر حل شده بود، اما از نظر آیت الله خامنه‌ای رفع دغدغه و نگرانی از ناحیه مراجع و عالمان دینی تنها با احراز مقام مرجعیت تأمین نمی شد. احراز مقام مشروعیت لزوماُ تضمینی اطمینان بخش برای عدم مخالفت روحانیون و عالمان دین به شمار نمی‌آمد. حوزه‌های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم خود به مثابه یک کانون مذهبی مهم همواره می‌توانست دردسر ساز باشد. از این رو همزمان پروژه کنترل حوزه علمیه قم در دستور کار قرار گرفت.. با درگذشت آیت الله گلپایگانی که مرجعی مقتدر و بازمانده از مراجع نسل قبل به شمار می‌آمد راه برای دراختیار گرفتن مدیریت حوزه علمیه باز شد. حضور افراد قدرت پرستی همچون شیخ محمد یزدی در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان بازوی تشکیلاتی مذهبی و سیاسی کمک شایانی به پیشرفت و اجرای این پروژه کرد. از سوی دیگر با فعال ساختن و تغییر کارکرد دادگاه ویژه روحانیت این دادگاه به مثابه یک نهاد قضایی امنیتی درخدمت آیت الله خامنه‌ای برای برخورد با روحانیون منتقد و مخالف به کار گرفته شد. شناسایی، احضار، بازجویی، ضرب و شتم و شکنجه، محاکمه و حبس‌های طویل المدت روحانیون مخالف و منتقد آیت الله توسط دادگاه ویژه روحاینت در کنار احراز مقام مرجعیت و تحت کنترل در آوردن مدیریت حوزه علمیه قم روش دیگری بود که در کنترل روحانیت و حوزه‌های علمیه به کار گرفته شد تا نگرانی آیت الله خامنه‌ای از ناحیه مرجعیت و روحانیت کاهش یابد.
مشکل و نگرانی آیت الله خامنه‌ای از عرصه سیاسی و شخصیت‌ها و چهره‌هایی که نقش و تأثیری به مراتب بیشتر از وی در دوران قبل و بعد از انقلاب داشتند، کمتر از نگرانی وی از مراجع و روحانیت نبود. در طرحی که آیت الله در این بخش تعقیب می‌کرد، عرصه رقابت سیاسی یعنی احزاب و تشکل‌های سیاسی، صدا و سیما به عنوان قدرتمندترین ابزار تبلیغاتی سیاسی سراسری،‌ دستگاه امنیتی اطلاعیت کشور و سپاه پاسداران به عنوان یگانه بازوی نظامی امنیتی قابل اتکا و اعتماد برای کسب قدرت بلامنازع مقولاتی حیاتی به شمار می‌آمدند.
در سال‌های اولیه رهبری، ایت الله خامنه‌ای از رویاروی مستقیم با آن دسته از فعالان سیاسی که تهدیدشان می‌شمرد، خودداری می‌کرد. از این رو با استفاده از اختلاف میان برخی از روحانیون نظیر آیت الله موسوی خوئینی‌ها و مجمع روحانیون مبارز با آیت الله هاشمی رفسنجانی کوشید با حمایت از آقای رفسنجانی و قرار گرفتن پشت سر وی رقبای بالقوه خود را از میدان به در کند. فضای جهانی ناشی از فروپاشی بلوک شرق فرصت مغتنمی فراهم می‌آورد تا از آن علیه جریان چپ خط امام که از نظر آیت الله کانون تجمع رقبا و یا مخالفان بالقوه به شمار می‌آمدند،‌استفاده شود. خطبه‌های نماز جمعه آیت الله خامنه‌ای در آستانه انتخابات مجلس چهارم و حمله شدید وی به کسانی که «چوب لای چرخ دولت می‌گذارند»، می‌تواند تصویری نمادین از خط مشی آیت الله خامنه‌ای در استفاده از اختلاف‌های موجود در عرصه سیاسی کشور به نفع کسب قدرت بیشتر و تحکم موقعیت خویش به شمار آید. انتخابات یک جانبه مجلس چهارم با انزوا و گوشه نشیینی اعتراض آمیز بخشی از فعالان سیاسی دوران امام و انتقاد و اعتراض برخی دیگر به انجام رسید و جریان موسوم به خط امام به طور موقت از صحنه سیاست رسمی کشور کنار رفت. مجمع روحانیون مبارز فعالیت های خود را به حال تعلیق در آورد. در همان سال‌ها آیت الله خامنه‌ای در ملاقاتی با مجمع روحانبون مبارز به ایشان متذکر شد اگر شما به عنوان جریان چپ به صحنه نیایید من جریان چپ درست خواهم کرد. مقصود آیت الله کاملاُ روشن بود. مجمع روحانیون از صحنه سیاسی کشور خارج نشده بودند تا به صحنه بیایند. درحقیقت پیشنهاد آیت الله به آن‌ها این بود که شرایط تحول یافته را پذیرفته و تحت لوای ایشان به عنوان جریان چپ فعالیت کنند در غیر این صورت باید منتظر ظهور جریان دیگری با جهت‌گیری‌ چپ به جای خود باشند.
درخواست آیت الله برای مجمع روحانیون مبارز قابل قبول نبود از این رو تشکیل جریان جدید که به جای جریان چپ خط امام و از موضع انقلاب و اعتقاد سرسختانه به دیدگاه‌های امام نقش آفرینی کند در دستور کار قرار گرفت. اتمام جنگ و احساسات و انتظارات سرکوب شده رزمندگان از یک سو و سیاست‌ تعدیل اقتصادی و اقتضائات فرهنگی و اجتماعی از سوی دیگر در نظر آیت الله فرصت مناسبی به شمار می‌آمد تا گروه‌های پراکنده و معدود ناراضی تحولات بعد از جنگ با شعار دفاع از ارزش‌های جنگ و انقلاب سازماندهی شوند.
این وظیفه برعهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت و نهاد هیئت‌های رزمندگان اسلام در سراسر کشور با حمایت تشکیلاتی و لجستیکی سپاه شکل گرفت. این تشکیلات که با برنامه‌های آموزشی عقیدتی وسیاسی وفرهنگی موفق شده بود تیپ‌های لومپن مذهبی و ماجراجو را جذب کند البته در آغاز نمی‌توانست در عرصه رقابت‌های سیاسی میان دو جریان راست و چپ نقش مستقلی ایفا کند.بنابراین به پیروی از مشی آیت الله دراین عرصه در طرف جریان راست و علیه جریان چپ ایفای نقش می‌کرد. این ایفای نقش البته به صورت سرباز پیاده و با اعمال خشونت‌های خیابانی علیه تجمعات و سخنرانی‌ها و میتینگ‌های سیاسی متعلق به منتقدان و یا حمله به کانون‌ها و کتابفروشی‌های متعلق به دگراندیشان خود را نشان می داد.
در همین سال‌ها مسئله صدا و سیما نیز حل شد. این سازمان به رغم کارکرد مؤثری که در جریان انتخابات مجلس چهارم علیه جریان چپ خط امام داشت، به دلیل این که محمد هاشمی رفسنجانی برادر هاشمی رفسنجانی در رأس آن قرار داشت، علی القاعده نمی‌توانست رضایت آیت الله را جلب کند.با انتخاب علی لاریجانی به ریاست صدا و سیما یکی از مهمترین اهداف آیت الله خامنه‌ای یعنی امکان استفاده کامل از دستگاه تبلیغاتی و سیاسی سراسری کشور برای کسب قدرت بلامنازع، تحقق یافت .
انتخابات دوم خرداد ۷۶ و جنبش اصلاحات واقعه ناخواسته‌ای بود که از یک سو پروژه آیت الله را در تحقق قدرت بلامنازع به تأخیر انداخت و از سوی دیگر نشان می‌داد که تمهیدات انجام شده و ابزارها و اهرم‌های موجود برای دستیابی به این هدف کافی نبوده است. از این رو از یک سو ابزارها و اهرم‌های گذشته باید در سطحی وسیع‌تر و مؤثرتری به کار گرفته می‌شدند و از سوی دیگر باید امکانات و اهرم‌های جدیدی نیز تعریف می شد.
پس از انتخابات دوم خرداد و قبل از نشستن آقای خاتمی بر صندلی ریاست جمهوری ساختار، اهداف و وظایف مجمع تشخیص مصلحت به فرمان رهبر دستخوش تحولی عظیم شد. سمت سوی این تحول افزایش اختیارات و صلاحیت‌های مجمع تشخیص مصلحت به ضرر اختیارات دولت و عملاً تشکیل دولتی در سایه بود. خطای در تشخیص مسئله اصلی و اشتباه برخی از اصلاح طلبان در حمله به هاشمی رفسنجانی فرصت مناسبی را برای آیت الله خامنه‌ای فراهم آورد تا در این مسیر از همراهی هاشمی رفسنجانی بهره مند شود. در آن زمان هاشمی برای رهبر فردی بود که «هیچکس نمی‌توانست جای خالی وی را پر کند.»
گسترش حوزه نظارت شورای نگهبان و تشکیل دفاتر نظارت این شورا در سراسر کشور و ایجاد لشکر سیصد هزار نفره ناظران شورا که تحت مدیریت و سازماندهی سپاه، یکی دیگر از امکانات جدیدی بود که به کار گرفته شد. حضور شیخ احمد جنتی برای انجام این مأموریت بسیار مغتنم بود.
اگر چه مطابق یک قانون نانوشته رئیس جمهور وزیر اطلاعات را با موافقت رهبر تعیین می‌کرد اما فعالیت در چارچوب دولت و تحت نظارت و مسئولیت قانونی رئیس جمهور، علی القاعده اجازه نمی داد این دستگاه اطلاعاتی امنیتی کشور به طور کامل در خدمت اهداف آیت الله خامنه‌ای عمل کرده انتظارات ایشان را برآورده سازد، از این رو در دوران اصلاحات تشکیل اطلاعات سپاه پاسداران به عنوان یک دستگاه اطلاعاتی موازی اما کاملاً در اختیار دردستور کار قرار گرفت. صرف بودجه‌های کلان و پنهانی در مدت کوتاهی اطلاعات سپاه را به دستگاهی امنیتی با امکانات فنی و تشکیلاتی گسترده و فراگیر تبدیل کرد. دستگاهی که در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم دیگر قادر بود مدیریت پنهانی انتخابات را بر عهده بگیرد. صلاحیت کاندیداها را بررسی و نتایج آن را برای اعلام به شورای نگهبان دیکته کند، به قول سردار مشفق، علیه کاندیداهایی که نامطلوب تشخیص داده شده‌ بودند اما رد صلاحیتشان به هر دلیل به مصلحت نبود به عملیات روانی و جنگ تبلیغاتی بپردازد. جلسات و تصمیمات رقبا را شنود و افشاگری کند. با قانع کردن برخی کاندیداها به انصراف از رقابت صحنه رقابت را مدیریت کند، با قطع شبکه پیام کوتاه وتلفن‌های ستاد کاندیداهای رقیب امکان نظارت آن ها بر انتخابات را متفی کند و در یک کلام انتخابات را مهندسی و برگذار کند.
انتخابات ریاست جمهوری دهم قرار بود با حذف کامل رقبای بالقوه از عرصه قدرت و حذف اصلاح طلبان از عرصه اجتماع بینجامد. درسطح شخصیت‌ها بیش از همه باید تکلیف آقای هاشمی و پس از وی تکلیف سایر شخصیت‌ها از جمله خاتمی و کروبی روشن شود. در سطح نیروهای سیاسی نیز قرار بر این بود که با دستگیری و حبس تعدادی از فعالان اصلاح طلب پرونده اصلاح طلبان به طور کامل بسته شود. ازاین رو حکم دستگیری آن ها چند هفته پیش از انتخابات صادر شده بود.
برخلاف انتظار و توقع آیت الله خامنه‌ای برنامه حذف کامل منتقدان و رقبا از عرصه قدرت و سیاست کشور در جریان انتخابات دهم با دردسر‌های زیادی همراه شد و آیت الله برخلاف میل ناگزیر از پرداخت هزینه‌های سنگینی شد، محبوبیت آیت الله در میان ملت به حداقل میزان ممکن کاهش پیدا کرد، بخش گسترده ای از طرفداران و مریدان از ایشان روی برتافتند. بسیاری از دوستان و همراهان قدیم به بی بصیرتی متهم و منزوی شدند. قتل ها و کشتارهای خیابانی و ضرب و شتم و حمله به مردم و خانه‌های آن ها به پای ایشان نوشته شد و ... اما خطبه‌های جمعه ۲۹ خرداد که طی آن مخالفان مسئول خون‌هایی معرفی شدند که در آینده برزمین ریخته خواهد شد و اعلام قرابت بیشتر افکار و مشی و رویکرد احمدی نژاد به رهبری به وضوح نشان می‌داد آیت الله به اکراه و یا رضایت به پرداخت این همه هزینه برای دستیابی به قدرت بلامنازع تن داده است.
در تمام دورانی که آیت الله خامنه‌ای به قدرت مطلقه و بلامنازع به عنوان یک هدف و روش ایده آل برای اداره کشور می‌نگریست هرگز در ابراز نارضایتی خود از وضعیت جاری کشور تردیدی به خود راه نمی‌داد. همگان به خاطر دارند که آیت الله در دوران اصلاحات هیچ فرصتی را برای انتقاد از وضع موجود از دست نداد. از نظر ایشان در آن زمان فساد مالی دولت را فراگرفته بود و مبارزه فراگیر با فساد می بایست یک ضرورت مبرم تلقی شود از این رو فرمان تشکیل ستاد مبارزه با فساد را صادر کردند. تعابیری مانند این که با «دستمال کثیف نمی‌توان شیشه را تمیز کرد» حاکی از اعتقاد آیت الله به آلودگی اصلاح طلبان به فساد مالی بود. در نگاه آیت الله دولت اصلاحات متهم به بی توجهی به مشکلات اقتصادی جامعه بود از این رو در برابر اصلاحات سیاسی شعار اصلاحات اقتصادی را مطرح کرد. از نظر آیت الله همچنین پرداختن به طرح‌های زیربنایی و سرمایه گزاری های کلان کافی بود و چنان که در سفر به کرمان و در جمع مردم این استان اعلام کردند «از این پس مردم باید نتیجه این اقدامات را در سر سفره‌های خود ببینند». مجلس اصلاحات برای آیت الله تجسم همه انحراف‌ها و بی مسؤولیتی‌ها بود. تا سال ها بعد از پایان دوره اصلاحات حمله به مجلس ششم در سخنرانی‌های آیت الله جایی ویژه داشت. از این رو ایشان ابایی نداشت تا در حمله به مجلس ششم به نکات پیش پا افتاده از جمله به حد نصاب نرسیدن تعداد حاضران در یکی از جلسات مجلس اشاره کنند و بفرمایند «انسان وقتی صندلی‌های خالی را در مجلس می بیند احساس خجالت می‌کند» و یا خطاب به نمایندگان مجلس هفتم بفرمایند:‌«شما درختی هستید که از زمین سنگلاخ روییدید و برای رسیدن به این وضعیت هزینه‌های کلانی صرف شده است.» پس از پایان دوره اصلاحات اما از نظر آیت الله وضعیت آرمانی فرا رسیده بود اصلاح طلبان از صحنه قدرت و حاکمیت حذف شده بودند و همه چیز باید بر وفق مراد پیش می‌رفت. رئیس جمهور فردی بود که «شعارهای عدالت خواهی و یاد امام را در عرصه سیاسی کشور زنده کرد»،‌ »دیگر جریان انحرافی که در بدنه اجرایی کشور نفوذ کرده بود، حذف شده بود» «کشور از مشروطه تا کنون دولتی این گونه کارآمد و مردمی به خود ندیده بود» «نظیر این دولت پاک در تاریخ بی سابقه» بود. «دولتمردان همگی افرادی عاشق خدمت، مردانی و پاک و سالم» بودند، «افکار و دیدگاه‌های رئیس دولت حتی از هاشمی رفسنجانی – همان که زمانی هیچکس نمی‌توانست در دل رهبر جایش را پرکند – به رهبر نزدیک‌تر بود». ایشان «درجریان همه امور کشور از نزدیک قرار» داشت و از این رو از نظر ایشان «بسیاری از انتقادات خلاف واقع، سیاه نمایی، مغرضانه» انجام بود و منتقدان و مخالفان «دانسته و نادانسته آلت دست دشمن» بودندو آنهمه کار و «خدمات ارزشمندی را که دولت می‌کند»، نمی بینند.دولت چنان پاک بودکه «حتی دشمن نیز به پاکی و کاهش فساد در دوران این دولت»اعتراف کرده بود دیگر عصر «اتحاد و یکپارچگی» برای «خدمت به مردم» عصر «پیشرفت و اقتصادی و علمی » سال‌های «کار و تلاش و مسؤلیت» بیشتر فرارسیده بود و علی القاعده هیچ مشکلی برای تحقق وعده‌های آیت الله به ملت و ایجاد وضعیت مطلوب برای اداره کشور وجود نداشت. به قول علما برای تحقق اهداف بلندی که رشحه‌ای از آن در چشم انداز بیست ساله آمده بود مقتضی موجود و مانع مفقود بود. پس از این سرمایه گذاری کلان و صرف امکانات و سرمایه های کشور طی بیست سال گذشته اکنون که آیت الله خامنه‌ای به رؤیای قدرت بلامنازع و نحوه اداره مطلوب کشور دست یافته به نظر می‌رسد زمان مناسب برای ارزیابی میزان توفیق و ناکامی آیت الله و نیز وعده‌هایی که طی این مدت به ملت می‌داد فرارسیده است.
امروز دولت اصلاحات و اصلاح طلبان که آیت الله خامنه ای به فساد آنان فتوا می‌داد و به کنایه دستانشان را آلوده و ناتوان از مبارزه با مفاسد اقتصادی می خواند از قدرت حذف شده‌اند و بسیاری از آن در زندان به سر می‌برند. اما نه به اتهام مفاسد اقتصادی بلکه به اتهام براندازی. تلاش‌های گسترده مریدان آیت الله برای اثبات فساد وزیران و نمایندگان دوره اصلاحات همیی بی نتیجه ماند اما در عوض هر روز یک پرونده فساد مالی مربوط به دست اندرکاران دولتی که آیت الله دولت پاکش می خواند و برای آن نظیری در تاریخ ایران پیدا نمی‌کرد، افشا می‌شود. ده‌ها میلیارد دلار حیف و میل و حداقل یکصد میلیارد دلاز طی شش سال اخیر مفقود گردیده است. فقط در یک قلم سه هزار میلیارد تومان در نظام بانکی دولت پاک و عدالت محور و مورد تأیید آیت الله اختلاس می شود. اخبار غیر رسمی از اختلاس های گسترده تر خبر می‌دهند از جمله اختلاس هفت هزار میلیارد تومانی که هیچ یک از مسؤلان جرئت مطرح کردن آن را ندارند. روزنامه ایران متعلق به دولت از اسناد فساد صدها تن ازمسؤلان خبر می‌دهد که در اختیار احمدی نژاد است که به موقع افشا خواهد شد. حتی خوانندگان ناآشنا با پیچیدگی‌های پشت پرده سیاست با خواندن این خبر درمی‌یابند که احمدی نژاد با انتشار این خبراز طریق روزنامه ایران در واقع رقبای خود در حاکمیت را تهدیدمی‌کند که اگر به افشای اختلاس ها و سوء استفاده‌های وی ونزدیکانش ادامه دهند، او نیز دستانش خالی نیست واز آن‌ها اسناد فساد بسیار دارد.تنها یک عبارت «برادران قاچاقچی» کافی بود تا فرماندهی کل سپاه پاسداران متوجه شود باید از پیگیری پرونده فساد مالی معاون اول احمدی نژاد چشم پوشی کنند ومشائی را به حال خود رها کند و با احمدی نژاد کنار بیاید. زیرا واگذاری غیرقانونی ده‌ها میلیارددلار پروژه باترک تشریفات مناقصه به سپاه که اکثرآن‌ها به دلیل فقدان دانش فنی شرکت‌های تحت پوشش سپاه متوقف مانده ویا با انفجارهای متعدد و خسارت‌های عظیم روبرو شده است،‌ فرماندهان سپاه را به اندازه کافی وامدار ونمک گیر کرده است که این نهاد را در مواجهه با احمدی نژاد به احتیاط ومصلحت اندیشی ناگزیرسازد وهرگونه برخورد با وی را به فرصتی مناسب واگذارد. آری نه تنها به قول آیت الله با دستمال کثیف نمی‌توان شیشه را تمیز کرد، با شکم‌های برآمده و چربی گرفته نیز نمی‌توان با مشتی دزد و غارت‌گر بیت المال برخورد کرد.
برای آیت الله البته برخورد با احمدی نژاد به ظاهر چندان مشکل نیست. احمدی نژاد آن زمان که به قهر به خانه رفت انتظار داشت درحمایت از وی هزاران نفر به خیابان بریزند. رئیس جمهور ۲۴ میلیونی وقتی فهمید حتی ۲۴ نفر هم در سراسر کشور درحمایت از وی کمترین واکنش اعتراضی از خود نشان ندادند تازه دریافت آن همه استقبال‌های پرشور در سفرهای استانی فلسفه وحکمت دیگری داشته است. درعین حال دست آیت الله در برخورد با احمدی نژاد بسته است. او که تا همین چند ماه پیش بسیاری از شخصیت های معتدل کشور را که به دلیل اعتراض به حمایت وی از احمدی نژاد متهم به بی بصیرتی و عدم درک نقاط قوت احمدی نژاد و دولتش به عنوان پاک‌ترین و مردمی‌ترین دولت تاریخ ایران می‌کرد اکنون چگونه می‌تواند با برخورد با احمدی نژاد و انحراف ها و مفاسد مالی وی و تیمش انگشت اتهام بی بصیرتی را متوجه خود کند؟ او که خود طی سال های اخیر مجوزخاص هزینه کردن ده‌ها میلیارددلار درآمد ارزی را خارج از برنامه بودجه به احمدی نژاد داده است اکنون چگونه می‌تواند با حیف میل‌هایی که منشاء ان همان مجوز‌ها است برخورد کند؟ ورود سپاه به فعالیت‌های اقتصادی وواگذاری شاهرگ‌های حساس اقتصادی و بنگاه‌های درآمدزا به سپاه تصمیم خود آیت الله و هزینه اتکای کامل وی به این نیرویی مسلح و اطلاعاتی برای اداره فردی کشور بود بنابراین ایشان چه گونه می‌تواند از زیر بار مسؤولیت حیف و میل ها و مفاسد مالی فرماندهان سپاه شانه خالی کند؟ نتیجه آن که فساد و انحراف چنان نظام تحت رهبری آیت الله را فرا گرفته که امکان هرگونه برخورد مؤثری را با مفسدان مالی منتفی ساخته است. این همان نظامی است که آیت الله بیست سال تمام وبه ویژه درسخنان اعتراضی خود در دوران اصلاحات وعده آن را به ملت می داد.
مجلس هفتم که آیت الله خامنه ای آن را درختی تنومند روییده در سنگلاخ اصلاحات می‌خواند فرجامی یافت که امروز حتی اصول گرایان افراطی نیز آن را ضعیف‌ترین و ناکارآمدترین مجلس پس از انقلاب می‌خوانند. نمایندگان مجلس هشتم نیز که امروز ماه‌های پایانی عمر خود را می‌گذراند، هر یک از فشارها و اعمال نفوذها و زد و بندهای پشت پرده که این مجلس را ناکارآمد و بازیچه دست احمدی نژاد کرد حکایت‌ها دارند.
ناکامی آیت الله خامنه‌ای محدود به عرصه سیاسی و مدیریت کشور نیست. نه تنها در این عرصه بلکه در سطح مرجعیت و روحانیت نیز اهداف مطلوب آیت الله محقق نشد. سفرهای پی در پی و شتابزده آیت الله به قم در سال اخیر وعدم موافقت برخی مراجع از جمله آیت الله وحید خراسانی برای ملاقات با ایشان، موج نارضایتی مراجع و عالمان تراز اول از اوضاع کشور و عملکرد دولت که اکنون دیگر کاملاُ علنی شده است نشان از ناکامی ایشان در تسلط بر حوزه علمیه قم و واداشتن نهاد مرجعیت و روحانیت به تمکین در برابر خویش دارد. اکنون نه تنها مراجع منتقد نظیر آیت الله صانعی و موسوی اردبیلی بلکه مراجعی که تا دیروز به طور غیرمشروط مواضع ایشان را تأییدمی‌کردند امروز حاضر به تأیید وی نیستند. مهم‌تر از همه سکوت معنی دار مراجع در اختلاف پدید آمده میان آیت الله و احمدی نژاد و عدم حمایت مراجع از آیت الله در این ماجرا بود. امروز انتقادات صریح و علنی و شجاعانه مراجعی چون آیت الله دستغیب از آیت الله خامنه‌ای نشان دهنده شکست پروژه آیت الله در طرح خویش در سطح مرجعیت و تحمیل خود به دیگر مراجع است.
اکنون می‌توان به صراحت وبا اطمینان گفت که بازنده و ناکام اصلی تحولات سال‌های اخیر عرصه سیاسی کشور نه هاشمی رفسنجانی بود و نه میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی و نه اصلاح طلبان و راست گرایان و باند احمدی‌نژاد. آن ها هریک درازای هزینه‌هایی که پرداخته و یا می‌پردازند توفیق‌هایی نیز کسب کرده‌اند. هاشمی با مواضع هوشمندانه‌ای که طی دوسال اخیر اتخاذ کرده است به بسیار از حرف و حدیث ها علیه خود پایان داده است. موسوی وکروبی به اسطوره‌هایی تبدیل شده اند که لحظه‌ای آزاد گذاشتن ایشان در برقراری رابطه با جامعه می‌تواند پایه‌های قدرت آیت الله به لرزه درآورد. خاتمی همچنان شخصیت دوست داشتنی ومحبوب دل‌ها است. اصلاح طلبان به دلیل پایداری بر عهد خود با ملت یکی از اصلی ترین قطب های عرصه سیاست آینده کشور به شمار می‌روند. جریان راست سنتی رندانه از هزینه‌های مشارکت با احمدی‌نژاد و همراهی با رهبری در حمایت از احمدی نژاد شانه خالی کرده است. احمدی نژاد و تیمش اگر چه منفور مردمند اما او نشان داده است که کانون توجه بودن را بر هر چیزدیگر ترجیح می‌دهد. او با مواضعی نظیر اینکه به تهاجم فرهنگی اعتقادی ندارد،‌ از برقراری رابطه با آمریکا استقبال می‌کند عملاُ حساب خود را از حامی و ولی نعمت خودجدا می‌کند و با نوشتن نامه‌های متعدد به رهبری از جمله نامه درخواست آزادی موسوی و کروبی برای آیت الله چوب خط می‌کشد. در این ماجرا هیچ کس به اندازه آیت الله خامنه‌ای دستش خالی نیست. هیچ کس به اندازه آیت الله هزینه نپرداخت و درازای کسب نفرت یک ملت سرمایه‌ اندوخته یک عمر را به تاراج نداد. به راستی که چه تجارت زیانباری کرد آیت الله

برگرفته از : جرس

انتشار از: کیانوش توکلی

 

 

 


خامنه ای رییس چهل دُزد تهران از غار بیرون آمده است تا با دُروغ زنی و تلاش برای گُمراه سازی افکار، مُهر دیگری پای سند ورشکستگی نظام جمهوری اسلامی بزند.

ماهی از سر گَنده گردد نی ز دُم - منصور امان 

بی تردید تاکتیک فرار به جلو را آقایان جهرُمی، بهمنی، حُسینی، خاوری یا احمدی نژاد اختراع نکرده اند، اما اینکه رییس آنها، آیت الله خامنه ای، محلول زیردستان اش را برای پاک کردن لکه فساد سه هزار میلیاردی از دامن خود باز مصرف کند، بهترین نشانه ی این نیست که راهی برای خُروج از تنگنای توضیحی ای که با آن روبرو است، در چنته دارد.
رهبر جمهوری اسلامی روز دوشنبه، در نخُستین واکُنش خود به "بُزُرگترین فساد تاریخ اقتصادی کشور" مُدعی شد، "چند سال قبل توصیه های موکدی راجع به مقابله با فساد اقتصادی به مسوولین کشور" کرده است و سپس نتیجه گرفت: "اگر عمل می کردند، دیگر این فساد بانکی اخیر پیش نمی آمد."
جان کلام آقای خامنه ای در این استدلال ارزان که آن را با ته مایه ای از فخرفروشی ریشخند آمیز پیرامون دوراندیشی خود همراه کرده، این است که غارت خزانه همگانی توسُط مسوولان ارشد رژیم اش به او ربطی ندارد و هر آنچه که انجام گرفته، بر خلاف دستور و فارغ از آگاهی وی صورت پذیرفته است.
او ساده ترین و همزمان رایج ترین توجیهی که یک مُجرم به دام اُفتاده به آن مُتوسل می شود را انتخاب کرده و آن بی خبر نشان دادن خویش از وقوع جُرم و مُتهم کردن دیگران به ارتکاب آن است. آیت الله خامنه ای به طور جدی مایل است شنوندگانش باور کنند که او "چند سال پیش" تذکُر داده و سپس به کُنج خانه خزیده تا اینک آنچه که "جنجال و هیاهو" می نامد، او را از خواب بیدار کند.
گویی در این "چند سال" آقای خامنه ای رییس جمهور تعیین نکرده، نماینده به مجلس نفرستاده، به دست گُماشته خود اُرگانهای نظارتی را حذف نکرده، خزانه همگانی را به قُرُقگاه فراشهای نظامی و امنیتی اش بدل نساخته و یا از "خانه فاطمی" تا "بازداشتگاه کهریزک"، به عُنوان جان پناه تبهکاران اقتصادی و قاتلان حرفه ای میانداری نکرده است.
رهبر جمهوری اسلامی خود بهتر می داند که با گرفتن یک ژست ناشیانه حق به جانب اینجا و ایراد دفاعیاتی نامُنظم و سر درگُم آنجا، پرونده بسته نمی شود. از همین روست که صفحه را پُشت و رو کرده و با لحن و ادبیات تلکه بگیران به "رسانه ها" دستور می دهد، "موضوع را کُش ندهند" و پیرامون "عده ای که می خواهند از این حوادث سوواستفاده کنند و توی سر مسوولین کشور بزنند" هوچی گری می کند. حال هر آن که مایل است ارتباط آقای خامنه ای با دُزدی میلیاردی و "مسوولان" لو رفته اش را دریابد، می تواند به تقلای وی برای جلوگیری از طرح آن و به دست گرفتن ماله به منظور کشیدن دوغاب "مصلحت" روی دوسیه توجه کند.
رییس چهل دُزد تهران از غار بیرون آمده است تا با دُروغ زنی و تلاش برای گُمراه سازی افکار، مُهر دیگری پای سند ورشکستگی نظام جمهوری اسلامی بزند. او و همدستانش، سر گندیده سیستمی هستند که تباهی تا دُم و دُنبالچه آن نیز گُسترش یافته و درمان بردار نیست

Sunday, September 25, 2011

اردوغان: مردم سوریه بشاراسد را سرنگون خواهند کرد

العربیه: رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه اعلام کرد مردم سوریه دیر یا زود بشار اسد را سرنگون خواهند کرد زیرا که دوره حکمرانی دیکتاتورها در سراسر جهان در حال نابودی است.

نخست وزیر ترکیه در گفتگو با شبکه خبری " سی ان ان " آمریکا خطاب به بشاراسد گفت: " به هیچ وجه نمی توانی از طریق ظلم، بر سرقدرت باقی بمانی. به هیچ وجه نمی توانی در برابر اراده مردم، ایستادگی کنی."

اردوغان افزود: "سرنگونی حکومت بشار اسد در سوریه ممکن است کمی بیشتر طول بکشد اما دیر یا زود مردم سوریه حکومت اسد را سرنگون خواهند کرد. ملت سوریه مانند مصر ، تونس و لیبی خواستار آزادی است."

اردوغان ادامه داد : " سرعت پیشرفت دموکراسی از حکومت های استبدادی پیشی گرفته است. حکومت های دیکتاتوری در حال از بین رفتن هستند."

از سوی دیگر علی حسن عضو شبكه شام كه اخبار مربوط به مخالفان سوری را منتشر می کند امروز اعلام كرد نیروهای امنیتی سوریه برای جلوگیری از شرکت دانش آموزان در تظاهرات به سمت آنها آتش گشودند.

وی در این زمینه افزود نیروهای امنیتی سوریه برای اجرای طرح خود در جاهایی نزدیک مدارس مستقر شده اند.

این در حالی است که شورای انقلاب سوریه اعلام کرد دیروز شنبه 18 نفر از معترضان در شهرهای مختلف این کشور توسط نیروهای امنیتی کشته شدند.

همچنین بنا به گزارش شاهدان عینی تعدادی از نیروهای لباس شخصی هوادار نظام که مخالفان آنها را "اوباش" می خوانند به سوی سفیر فرانسه هنگام خروج‌ از یک منطقه مسیحی نشین در بخش قدیمی دمشق تخم مرغ و گوجه پرتاب کردند.

اریک شوالیه سفير فرانسه در دمشق در این مورد گفت: " عده ای از هواداران نظام سوریه در حالی که میله های آهنی در دست داشتند ، تخم مرغ و سنگ به سوی ما پرتاب کردند."

هدیه ۵۰ میلیاردی خامنه‌ای به مسجد جمکران

سایت روزآنلاین: نماینده قم در مجلس شورای اسلامی از اختصاص 50 میلیارد تومان به مسجد جمکران از سوی رهبر جمهوری اسلامی برای "افزایش امکانات" آن خبر داد.

به گفته علی بنایی، این مبلغ ظرف مدت 5 سال هزینه می شود و صرف "نوسعه هرچه سریعتر زیرساخت‌های" مسجد جمکران خواهد شد.

مسجد جمکران در بخش شرقی شهرستان قم قرار دارد که تاریخ ساخت ابتدایی آن به بیش از هزار سال پیش باز می گردد. از آن هنگام تاکنون این مسجد بارها تخریب و مجددا بازسازی شده تا اینکه به وضع ظاهری امروز رسیده است.

به گزارش سایت رسمی علی بنایی، عضو فراکسیون روحانیون و کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات، او امکانات این مسجد را "جوابگوی سیل عاشقان حضرت مهدی" ندانسته و افزوده: "به علت کمبود امکانات این مسجد مقدس هر ساله در برگزاری مراسم نیمه شعبان و اعیاد و مناسبت های مذهبی در این مسجد با مشکل هایی روبه رو هستیم."

او همچنین خواستار "برنامه ریزی کارآمد و اصولی" دولت برای توسعه مسجد جمکران و افزایش امکانات رفاهی آن شده است.

بنایی گفته رقم 50 میلیارد تومانی برای توسعه این مسجد در سفر سال گذشته رهبر جمهوری اسلامی به قم از سوی آیت الله خامنه ای در نظر گرفته شده است.


پس از یک سال

رهبر جمهوری اسلامی روز 27 مهرماه 1389 به قم سفر کرد و 9 روز در این شهر حضور داشت. او در این مدت با تعدادی از روحانیون، مراجع تقلید و گروه های حامی خود دیدار و گفت و گو کرد.

مسجد جمکران که در کیلومتر ششم جاده قم –ـ کاشان و در نزدیکی روستایی به همین نام قرار دارد، مسجد مورد علاقه آیت الله خامنه ای است و بنا بر برخی اخبار غیر رسمی، وصیت کرده تا پیکرش پس از مرگ در آنجا به خاک سپرده شود.

تعدادی از شیعیان و بخصوص طرفداران آیت الله خامنه ای این مسجد را مسجدی مقدس می دانند که به دستور امام دوازدهم شیعه {امام زمان} ساخته شده است. آنها برای اثبات این سخن، به فردی به نام حسن بن مثله جمکرانی اشاره می کنند که به گفته خودش، امام زمان حدود هزار سال پیش به خوابش آمد و دستور ساخت این مسجد را داد.

مسجد جمکران در دوران رهبری آیت الله خمینی چندان مورد توجه نبود اما با درگذشت او و رهبری آیت الله خامنه ای توجهات به آن افزایش یافت. از آن پس صدا و سیما و دیگر دستگاه های تبلیغاتی، تلاش زیادی برای تبلیغات پیرامون آن انجام می دهند، مراسم زیادی در آن برگزار می شود و هزاران نفر هر سال از آن بازدید می کنند.

در این مسجد همچنین چاهی وجود دارد که برخی معتقدند اگر نامه های خود را درون آن بیندازند به دست امام زمان می رسد. محمود احمدی نژاد و دولتش نیز علاقه و اعتقاد زیادی به این مسجد و چاه آن دارند.


استقبال امام زمان از خامنه‌ای

در جریان سفر سال گذشته رهبر جمهوری اسلامی به قم، آیت الله خامنه ای در مسجد جمکران حاضر شد و ساعاتی را در آن به سر برد.

مدتی پس از آن سفر، برخی منابع خبری طرفدار او گزارش هایی مبنی بر "استقبال امام زمان" از رهبر جمهوری اسلامی منتشر کردند.

در همین راستا سایت "آینده روشن" با انتشار گزارشی از حضور رهبر جمهوری اسلامی در این مسجد نوشت: "صبح قبل از آنكه كسی متوجه شود، «آقا» به مسجد جمكران رفتند و بدون برنامه قبلی وارد مسجد جمكران شدند. وقتی آقا وارد شدند نمی‌دانید چه حال و هوایی بر مسجد حاكم بود، اما می‌شود فهمید كه مولا و سرور همه اهل عالم به استقبال ایشان آمده ‌بودند، وای چه هوایی و چه روحانیتی بر این فضا حاكم است."

این سایت به نقل از گزارشگر خود افزوده بود: "ساعتی آقا خلوت گزیدند، خلوتی كه گذشت نمی‌دانم چه بود و چه گذشت اما هر چه بود عرش را به فرش كشید تا بشنود و بنویسند از حضور كسی كه آماده بود نزد مولای خود، اما او چه می‌خواهد از مولای خود؟ او در این خلوت عرشی و ملكوتی به آقای خود چه گفت؟ هر چه گفت دعا بود وثنا به حال من و شما، آقا جان دلم می‌خواست جلوتر می‌آمدم و از شما می‌‌خواستم، شما كه آقا و سرور ما هستید از آقای خود بخواهید تا بیاید، زود زود..."

گزارشگر این سایت در توصیف لحظه ورود آیت الله خامنه ای به مسجد جمکران، خطاب به او نوشته بود: "وقتی وارد مسجد شدید تا نماز صبح را در پیشگاه مولای خود بخوانید، نور وجود امام زمان (عج) را از شكرانه حضور شما حس كردم، آقاجان اینجا كه شما به نماز ایستاده‌اید جایگاه مردی است از مردان خداوند كه روزی زمین را از كفر و ظلم و ستم آزاد خواهد كرد. وقتی نماز را به جماعت و اقتدا به عزیز امام مهدی (عج) آغاز كردم، تمام وجود پر شده بود از عشق، از نور، از بیداری، هر چه بود عنایت و لطف خدا، امامش و نایبش بود."

در ادامه مطلب این سایت آمده بود: " نماز كه تمام شد، خدام مسجد جمكران به صف به نشانه احترام ایستادند، اما ابهت و بزرگی شما چنان در آنان اثر كرده بود كه نمی‌توانستند زبان را در دهان بچرخانند، همه بهت‌زده و خوشحال از حضور شما تنها نظاره‌گر بودند كه شما پیش‌ دستی‌كردید و سلام دادید..."

رهبر جمهوری اسلامی بارها امام زمان را به نوعی به عنوان حامی خود و نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده ومدعی شده جمهوری اسلامی تحت هدایت و رهبری امام دوازدهم شیعیان قرار دارد.

احمدی نژاد هم چندی پیش در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود که پول یارانه های نقدی که دولتش به مردم می پردازد پول امام زمان است. او بعدا گفت آیت الله خامنه ای به او گفته بود این حرف را بیان کند.

چندی پیش نیز "رجانیوز" به نقل از حجت السلام کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری از قول سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان، نوشت: "یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت می گذشت. کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم، ایشان به ما امید داد و فرمود :شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست. سپس اضافه کردند : من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود. به دوستان و اعوان و انصار می گویم که آماده شوید به جمکران برویم. راه قم را پیش می گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم. بعد از راز و نیاز با آقا، من احساس می کنم همانجا دستی از غیب مرا راهنمایی می کند و من در آنجا به تصمیمی می رسم ومشکل بدین صورت حل می شود و همان تصمیم را عملی می کنم."

Friday, September 23, 2011

بیان ساده و خلاصه مشکل کنونی ما ایرانیان و ارائه راه حلی برای آن

آرش سلیم

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه ۱ مهر ۱٣۹۰ - ۲٣ سپتامبر ۲۰۱۱


- بدون «عقب نشینی» علی خامنه ای حتی برگزاری انتخابات نیمه آزاد (بین جناح های درون رژیم) ممکن نخواهد بود.
- عقب نشاندن خامنه ای کار آسان و بی خطری نیست. بدون برنامه برای مبارزه و سازماندهی و بسیج حداکثری مردم کاری پیش نخواهد رفت.
- در یک سال اخیر بدبینی و واگرایی و تفرقه در صف آزادیخواهان و مخالفان خامنه ای نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده است.
- جایی که عملا گزینه های استراتژیک زیادی برای مبارزه وجود ندارد، پس این همه اختلاف و تفرقه و در نتیجه نیروی همدیگر را خنثی کردن از کجا می آید؟
به گمان من مشکلِ غالب سیاسی نیست. همانطور که در این یادداشت خواهد آمد مشکل «روانی» است یا چیزی شبیه به این. انتخاب واژه مناسب به عهده خواننده گرامی.
ما با «بحران انباشت» زیاد دست بگریبانیم. شوربختانه این انباشت، انباشت دانش و تجربیات تاریخی برای ساختن آینده نیست. انباشت «دشمنی» هاست برای در جا زدن در گذشته و متوقف شدن! انباشت بدگمانی ها، دشمنی ها، و شکاف های ایجاد شده در طول ۶۰ ساله اخیر (از زمان ملی شدن نفت تا کنون) و حتی بیشتر؛ چون خوره به جان ما افتاده است. این شکاف ها که بخش عمده آن به انقلاب ۵۷ و پس از آن برمی گردد، جنبش آزادیخواهانه مردم ایران را با چالش بزرگی مواجه کرده است. چنین به نظر می رسد که هر فرد یا گروه و یا جریانی از قدرت گرفتن فرد یا گروه و یا جریان رقیب خود در فردای پیروزی واهمه دارد!
بایستی بی پرده گفت که آزادیخواهان ایران در یک سال اخیر جنگ «نرم» را به دشمنان آزادی ایران باخته اند. در این جنگ، رژیم تنها دشمن جنبش آزادیخواهی مردم ایران نبوده است. بلکه برخی دشمنان خارجی رژیم هم در این جنگ نرم با او در یک صف بوده اند. با ظهور درخشان جنبش سبز، عبور مسالمت آمیز و کم خطر مردم ایران از این پیج بزرگ تاریخی و تبدیل ایران به یک کشور دمکراتیک قدرتمند در منطقه؛ به یک احتمال بزرگ تبدیل شد. سناریویی که در مجموع در برخی محافل سوداگران و لابی های قدرتمنمد و تجاری ایدئولوژیک! فرامنطقه ای و شرکای منطقه ای آن ها چندان طرفدارانی ندارد. منافع آن ها در تغییراتی است که عوامل (ناپاک) مورد اعتماد آن ها را به حکومت برساند- و نه این که در ایران دمکراسی واقعی برقرار شود و در نتیجه یک دولت پاک واقعا ملی و دمکرات بر سر کار آید.
ایران کشوری است با یک جمعیت خوب تحصیل کرده، با منابع طبیعی فراوان، و در یک موقعیت ممتاز منطقه ای- که مردم آن یک تجربه بزرگ شکست انقلاب ۵۷ را هم در برقراری دمکراسی دارند! از نظر آن ها سه مسیر عمده تحولات پیش رو در ایران می تواند چنین باشد:
۱) برقراری دمکراسی واقعی
۲) تغییر رژیم به رژیم مورد پسند محافل و لابی های فرامنطقه ای و شرکای منطقه ای آن ها
٣) شکست جنبش و رژیم و بی ثباتی و تجزیه احتمالی ایران
برای برخی محافل رادیکال دست راستی که حتی کشته شدن میلیون ها انسان و ویرانی های فراوان دغدغه ای نیست، گزینه ٣ مطلوب ترین گزینه است. بگذریم که در عمل هر ویرانی در هر گوشه جهان برای آن ها پتانسیل یک پروژه و یک بیزنس است. گزینه ۲ برای محافل میانه روتر گزینه مطلوب می باشد.
درست است که مردم ایران در راه برقراری دمکراسی واقعی، افکار عمومی دنیا را با خود دارند؛ اما عملا قدرت مالی و رسانه ای و سازمانی طرفداران گزینه ٣ و ۲ به طورر حساب شده علیه جنبش آزادیخواهی ایرانیان عمل می کند. در این میان برخی جریانات تجزیه طلب هم بر روی گزینه ٣ شرط بندی کرده و یا خواهند کرد.
اینجاست که این حجم از کینه پراکنی و ایجاد تفرقه بین ایرانیان در طول تاریخ بی سابقه است- کینه ورزی های گروهی و حزبی، قومی، مذهبی، خدا- بیخدا، استان به استان، ... و غیره. محافل و باندهای درون رژیم هر کدام سازمان و بودجه خود را با حداکثر توان برای این جنگ نرم علیه مخالفان به میدان آورده اند. برخی محافل خارجی هم از طرف دیگر در راستای استراتژی خود در صحنه این جنگ نرم حضور دارند. جاهایی جریان موسوم به «انحرافی» با محافل خارجی اشتراک منافع دارند و یا برنامه مشترک دارند. کسانی که جایگزین شدن بخشی از جریان انحرافی را، در گزینه ۲ یک احتمال می دانند. دلارهای نفتی فراوانی که خرج شده و یا این وسط گم شده است، رسمی و یا پول شویی شده در دست محافل و شرکت هایی ست که به ظاهر مخالف جمهوری اسلامی اند، اما در واقع برای شکست جنبش دمکراسی خواهی ایران در تلاش سه شیفته هستند.
خب چه می توان کرد؟
به گمان من باید برگشت به اصل اول: پذیرش اختلافات؛ پذیرش یکدیگر.
این اصل در نگاه اول، ساده و بدیهی به نظر می آید. اما شوربختانه به بزرگترین مشکل ما تبدیل شده است. دردناک است ولی واقعیت است که ما حتی در این مرحله مانده ایم. در اصلی متوقف شده ایم که می گوید بیایید فقط در یک چیز توافق کنیم: بپذیریم که با هم اختلاف داریم! پذیرش این اصل نه تنها می تواند جنگ نرم علیه جنبش در دامن زدن به اختلافات را مهار کند- که به پیش برد مبارزه علیه رژیم نیز کمک خواهد کرد.
هیچ فرد و یا گروهی نه این حق را دارد و نه می تواند خود را ایرانی تر از دیگری و یا دیگری را «غیرخودی» بداند. ما متاسفانه کار را از رژیم کریه تر کرده ایم. هر کدام بدون هیچ شرمساری به خود اجازه می دهیم بخشی از هموطنان خود را با میل خود برای همیشه حذف کنیم. غافل از این که معیار سنجش یک دمکراسی خواه و یک دمکرات واقعی آن است که در وهله اول برای آزادی دیگران و به ویژه آن هایی که در اقلیت هستند کوشا باشد نه برای تحمیل خود به مردم. چرا که راه حل پایدار، برقراری دمکراسی است؛ مستقل از هر جریان و یا گروه و حزبی!
از طرف دیگر اکثر رهبران و شخصیت های سیاسی در صحنه، پس از زندانی شدن آقایان موسوی و کروبی متاسفانه لیدرشیب موثری نشان نداده اند. بیشتر درگیر خود و گروه خود هستند و نتوانستند در قد و قواره یک رهبر فراگیر تاثیر معناداری در جمع و جور کردن مشکلات مخالفان رژیم داشته باشند. بسیاری از آنها با دامن زدن به کینه های گذشته، به جای بخشی از راه حل، خود بخشی از مشکل بوده اند!
به گمان من یک راه حل مشکل در دست آکادمیسین های متعهد و دمکراسی خواه خارج کشور است. دور هم جمع شوند و با نگاه علمی بیطرفانه به مشکل و تعریف روشن صورت مساله، طرحی را برای کنار هم نشاندن فراگیر ایرانیان حول یک پروژه خنثی «غیرسیاسی» تدوین کنند. برای مثال پروژه مشترک می تواند تشکیل کمیته ای باشد با هدف جمع کردن کمک برای قحطی زدگان شاخ آفریقا. هنگامی که در عمل نشان دادیم که داشتن اختلافات را پذیرفته ایم و می توانیم با هم بی حب و بغض حرف بزنیم، مقدمات تشکیل کنگره ملی موقت برای دوران گذار را فراهم آوریم. کنگره ای که معادل یک مجلس نمایندگان است و نه یک دولت در تبعید و یا یک ائتلاف از چند حزب و جریان. پارلمانی که قانون اساسی آن بیانیه جهانی حقوق بشر است و متشکل است از تمامی جریانات سیاسی و قومی و مذهبی و صنفی و غیره تا جایی که بتواند حتی الامکان جامعه ایران را نمایندگی کند. این کنگره می تواند با ۷۵ نفر (یک نفر برای یک میلیون جمعیت) در خارج شروع به کار کند ولی ۱۵۰ صندلی یا بیشتر را برای پیوستن احزاب و شخصیت های مخالف داخل کشور در نظر بگیرد.
گام بعدی مبارزه همه جانبه و برنامه ریزی شده شامل نافرمانی های مدنی، اعتصابات، اعتراض ها، تظاهرات و دیگر راه های مبارزه مدنی برای فلج کردن و به زانو درآوردن خامنه ای در برابر اراده مردم است. وقتی او زانو زد برگزاری یک انتخابات آزاد با شرکت همه گروه ها و جریانات شامل جریانات داخل رژیم ممکن خواهد شد. بهترین ناظر و مجری انتخابات به ترتیب سازمان ملل و اتحادیه اروپا خواهند بود. بیایید تمام داوری ها درباره یکدیگر را به صندوق های رای آینده و قضاوت مردم ایران واگذار کنیم.
حال یک عده شروع می کنند به تکرار بحث صوری با مساله. انگار دیگران نمی دانند که با این رژیم برگزاری انتخابات آزاد ممکن نیست. خب همه این را می دانیم. برای همین است که می گوییم باید کنگره ملی را به وجود آورد و حداکثر نیروها را حساب شده و با برنامه بر علیه خامنه ای بسیج کرد و به میدان مبارزه آورد. وقتی خامنه ای در مقابل اراده مردم زانو زد و عقب نشینی کرد همه کاری می توان کرد. آبرومندانه ترین انتخاب برای خامنه ای و کم هزینه ترین مسیر برای مردم و کشور- اما نه تنها مسیر برای رسیدن به هدف- این است که شورای نگهبان فعلی را کنار بگذارد و یک شورای نگهبان بی طرف و بی اعتنا به نظارت استصوابی منصوب کند. فرماندهانی هم که در کودتای انتخاباتی ٨٨ و سرکوب مردم نقش داشته اند استعفا دهند. این یک راه حل و یا استراتژی خروج است که مخالفان با داشتن یک کنگره ملی و با اقتدار و حسن نیت وقتی که توانستند مردم را به صحنه مبارزه بیاورند به خامنه ای پیشنهاد می کنند. اما اگر خامنه ای قبول نکرد، مخالفان که قرار نیست از اهداف خود دست بردارند! ممکن است مخالفان تا دستگیری علی خامنه ای مجبور به مبارزه باشند. تا ابد با حرف زدن بیخودی و بی پشتوانه و مثلا «نقد کردن» نمی توان قمپز در کرد و برای توجیه بی عملی خود مخالفت خوانی کرد! جایی که خود کاری نمی کنیم و درباره هر راه حلی مخالفت خوانی می کنیم، در واقع به «نامربوطی» خود اذعان می کنیم.
در این میان یک عده می مانند که به هیچ راه حلی تن در نخواهند داد. آن هایی که می دانند در انتخابات اول شانس موفقیتی ندارند. ولی شعور آن را ندارند درک کنند که در یک دمکراسی انتخابات بعدی هم خواهد بود. در یک ایران آزاد امکان آگاه کردن مردم و جلب رای مردم برایشان تا ابد فراهم است. کسانی که این فرق برایشان قابل هضم نیست مشکل خودشان هستند. فقط باید مواظب کارشکنی ها و عقده گشایی های آن ها بود!

 

فراخوان تجمع اعتراضی در دانشگاه صنعتی شریف سه شنبه، ۵ مهرماه




تعدادی از فعالین دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف، در اعتراض به حکم ٦ سال حبس تعزیری علی اکبر محمدزاده و بازداشت غیرقانونی کوهیار گودرزی، از دانشجویان این دانشگاه درخواست نموده اند که در تجمع اعتراضی در روز سه شنبه، ۵ مهرماه، شرکت کنند.

به گزارش دانشجونیوز، علی اکبر محمدزاده، دانشجوی رشته مهندسی مکانیک و دبیر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف است که ٢٦ بهمن ماه سال ٨٩ در پی تجمع بزرگ روز ٢۵ بهمن ماه، توسط مامورین اطلاعات و با هماهنگی مسئولین دانشگاه بازداشت شد و همچنان در زندان به سر می برد. وی در دادگاه بدوی به ریاست قاضی صلواتی به اتهام "تجمع و تبانی به قصد براندازی" و "تبلیغ علیه نظام" به ٦ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

کوهیار گودرزی، دانشجوی رشته مهندسی هوافضای این دانشگاه و فعال حقوق بشر، نیز پس از به پایان رساندن دوران محکومیت یک ساله اش در آذر ماه ٨٩، مجددا در مردادماه سال جاری بازداشت شد و هیچ اطلاعی از وی در دست نیست.

در همین رابطه صفحه فیسبوک "علی اکبر محمدزاده را آزاد کنید" از برگزاری تجمع در روز سه شنبه، ۵ مهر ماه در ساعت ٣ خبر داده است.

در این دعوت به تجمع آمده است: "سه شنبه ۵ مهرماه، ساعت ٣ بین ساختمان تالارها و ابن سینا در اعتراض به حکم غیرقابل باور علی اکبر محمدزاده و فشارهای وارده بر کوهیار گودرزی گرد هم می آییم".

در قسمتی دیگر از این فراخوان آمده است: "ما دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بار دیگر دور هم جمع خواهیم شد و فریاد خواهیم زد که تا علی اکبر محمدزاده به خانواده شریف بازنگردد، شریف جای آسایش شما نخواهد بود."
 

Sunday, September 18, 2011

ساحل شیشه‌ای

ساحل شیشه‌ای
1390/06/27 11:00
موضوع:بازیافت ،


بازیافت هم بازیافت‌های طبیعی! معمولاً محصول و نتیجه‌ی عملیات بازیافت صنعتی، چیزی کم ارزش‌تر از ماده‌ی اولیه است. اما طبیعت توی بازیافت‌هایش محصولات با ارزش‌تری تولید می‌کند. نمونه‌اش بدن جانداران زیر خاک، که بعد از هزاران سال تبدیل به فسیل و نفت می‌شود، یا همین ساحل شیشه‌ای و زیبا در کالیفرنیا! چه کسی باورش می‌شود که این ساحل زیبا از زباله‌های یک قرن پیش ساخته شده باشد؟ اگر می‌خواهید بدانید چطور از زباله‌های انبار شده در ساحل، بعد از سال‌ها بسیار، چنین مناظری خلق شده است، داستان ساحل شیشه‌ای و عکس‌های بیشتر را در ادامه‌ی مطلب ببینید.

اوایل قرن بیستم ساکنان Fort Bragg تمام زباله‌های منازل و هم‌چنین ماشین‌های اوراقی خود را از بالای صخره‌ی این ساحل، پرتاب می‌کردند یا وسایل از کار افتاده را آتش می‌زدند. کم کم ساحل به انبار توده‌های زباله تبدیل شد. در 1976 مسئولین شهر، این ساحل را بستند و اجازه ندادند دیگر کسی زباله‌ای اینجا بریزد. چند دهه گذشت و طی این سال‌ها، موج‌های ساحل با خرده‌زباله‌هایی که میانشان شیشه زیاد بود، تنها ماندند! به تدریج موج‌ها از یک دپوی زباله، چنین ساحلی ساختند که ذرات شیشه‌ای و رنگارنگش زیر نور خورشید به زیبایی می‌درخشند!








Wednesday, September 14, 2011

ارتش سایبری گروه و گروهان فیسبوکی راه انداخته است!

پیک نت
همزمان با شایعه سازیهائی که در باره شرکت و حضور و یا عدم شرکت و عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس آینده جریان دارد، و از داخل و خارج کشور دنبال می شود، روی شبکه فیسبوک نیز در هفته های اخیر دهها گروه ظاهر شده اند که با دقت تمام نیرو جمع می کنند تا در سر بزنگاه نقش آفرینی کنند. ارتش سایبری سپاه و بسیج با همه امکانات شیطانی خود در این زمینه وارد میدان شده است.

سیاست گریزی و سیاست زدگی، تبلیغ پرسش نامه های پوچ و مضحک( نظیر: دست بلند تر است یا پا؟)، با برچسب جملاتی که نامش را گذاشته اند شعر و همگی آغشته به سوز و گداز عشق و عاشقی، دور زدن مشکلاتی که مردم در داخل کشور با آن دست و پنجه نرم می کنند، گمُ کردن و خاک پاشیدن بر روی رویدادهای پس از انتخابات 22 خرداد و به فراموشخانه سپردن نام موسوی و کروبی و خاتمی و دیگران، جاکن کردن روح و ذهن جوان ها از مسائل سیاسی داخل کشور، وصل کردن فیسبوکی (چت بازی) جوان و سالمند به یکدیگر و .... شکار از میان آنها و...

این تازه بخشی از کارنامه ارتش سایبری سازمان امنیت سپاه است. بخش دیگری از این بازی، پخش انواع باصطلاح اخبار موثق درباره نفوذ در جی میل و کنترل و کشف و لو رفتن و آدرس ها و نام رمزها و .... است، که با آب و تاب و اغراق آمیز روی شبکه اینترنت پخش می شود و بنام این و آن، روی این آتش نفت می پاشند. حتی مستندات بین المللی نیز با خرید و رشوه به شرکت ها، درست می کنند. رابطه ها را می خواهند قطع کنند. با ایجاد ترس می خواهند مردم را از هم جدا کنند. مردم را می خواهند غیر سیاسی کنند. سری به پیام های گروهی که سیل آسا ارسال می شوند و یا گروه هائی که با نام های مختلف و فریبنده تشکیل می شوند بزنید. حتی با راه انداختن گروه های خودشان، می کوشند اعتماد میان اعضای گروه های قدیمی و تا حدودی آشنا با هم را نیز از میان ببرند. حکومت را دست کم نگیرید. گربه وقتی در اتاق به دام می افتد و پنجره ها برای فرار بسته است، خطرناک تراست و مهاجم تر. روی میلیاردها دلار نفت خوابیده اند و برای نگهداشتن شیر لوله های نفت در اختیار خودشان، سر کیسه را می دانند کجا "شُل" کنند و چگونه به پیشباز حوادثی نظیر انتخابات بروند!

Saturday, September 10, 2011

بررسی شرایط فوق العاده دراجلاس محرمانه مشهد

پیک نت - 19 شهریور 1390

سلام- طی روزهای پیش از تشکیل مجلس خبرگان و روزهای پس از این جلسه، چند سفر ویژه اما غیر رسمی به مشهد انجام شد، که از نگاه برخی محافل سیاسی پنهان نمانده است. این سفر ها در ارتباط بود با جلسه مجلس خبرگان و بحث های تندی که در آن صورت گرفت و همچنین کشاکش های پس از این اجلاس. البته زمینه ساز این بحثها، سفر دو ماه پیش هاشمی رفسنجانی به مشهد و اقامت چند روزه اش در آنجا بود. گفته می شود هاشمی در همان سفر و در یکی از دیدارهای خاص که واعظ طبسی نیز حضور داشته، در تفسیر شخصیت علی خامنه ای گفته بود: "ایشان از یک دیکتاتور تمام عیار، دیگر چیزی کم ندارد!"

اگر دقت کرده باشید به سخنرانی خامنه ای در دیدار با اعضای خبرگان که 5 شنبه به دیدارش رفته بودند، او در یک جمله که شاه بیت سخنرانی اش بود، به همین مسئله سعی کرد پاسخ بدهد و بگوید که دیکتاتور نیست!

تا آنجا که گفته می شود، پس از سفر شماری از روحانیون به مشهد و استقرار اولیه آنها در کاخ "بیلدر" که کاخ مخصوص آیت الله واعظ طبسی است و سپس تقسیم آنها در مکان های دیگر، رهبر جمهوری اسلامی نیز محرمانه وارد مشهد شده و در همین کاخ مستقر شد. تا آنجا که از مشهد خبر رسیده، شکل حضور خامنه‌ای در مشهد با گذشته کاملا متفاوت و در خفا می باشد. تمام تیم حفاظتی رهبری بشکل غیر محسوس در مشهد مستقر شدند.

یگانه چهره ای که در میان فرماندهان سپاه که در لباس غیر نظامی راهی مشهد بوده اند هنگام سوار شدن به هواپیما و سفر غیر رسمی و محرمانه به مشهد شناسائی شده "محسن رضایی" فرمانده اسبق سپاه بوده است.

دو مسئله مهم و در ارتباط با هم در این جمع شدن مطرح بوده است. اول، برقراری نوعی آشتی و تفاهم میان خامنه ای و رفسنجانی و از این طریق تبدیل هاشمی به پل وصل اصلاح طلبان به حاکمیت و مسئله دوم که بی ارتباط با مسئله اول نیست، بررسی میزان خطر حمله به ایران و چاره جوئی برای جلوگیری از آن و مقابله با آن.

مسئله آشتی با رفسنجانی در میان چند روحانی شاخص و قدیمی مجلس خبرگان طرح شده و مهدوی کنی را واسطه این کار اعلام کرده بودند.
 

Sunday, August 28, 2011

انتقال هزاران نیروی امنیتی به اورمیه


خبر فوری************** خبر فوری
انتقال هزاران نیروی امنیتی به اورمیه
شاهدان عینی خبر از فرود آمدن چندین هواپیما حامل نیروی های امنیتی به شهر اورمیه خبر می دهند . هم اکنون میدان فرودگاه اورمیه هزاران نیروی نظامی دیده می شود که از فرودگاه خارج ...می شوند . عملا حکومت آنها را برای ایجاد رعب و وحشت در دید مردم قرار داده است.
خبر دیگری حاکی کنترل شدید ورود و خروج به شهر اورمیه می باشد . در تمامی ورودی های اورمیه ایست بازرسی برپا و خودروها را کنترل می کنند
یکشنبه 6 شهریور ساعت 11.30

علی خامنه‌ای که در برابر مخالفانش هیچ خط قرمزی را عبور نکرده نگذاشته است و عفو مخالف در پرونده‌اش وجود ندارد یکباره بر اساس خواب‌نما شدن یکصد نفر از آن‌ها را آزاد نمی‌کند

منبع : سايت خبرى راديو فردا

http://www.radiofarda.com/content/f7_commentary_over_khamenei_decision_to_release_some_political_prisoners/24310484.html




۱۳۹۰/۰۶/۰۶



بنا به تصمیم رهبر جمهوری اسلامی یکصد نفر از زندانیان امنیتی (به نظر مقامات قضایی و نظامی جمهوری اسلامی، زندانی سیاسی در ایران وجود خارجی ندارد) آزاد شده و می‌شوند. این حرکت با چه تحولات سیاسی دیگری در کشور همراه است؟ چرا اکنون این زندانیان مورد عفو مقام ولایت فقیه قرار می‌گیرند؟ آیا این حرکت در تصمیم‌گیری‌های خامنه‌ای مسبوق به سابقه است؟ این اقدام علی خامنه‌ای در شرایط شکننده رژیم‌های دیکتاتوری در منطقه چگونه قابل تفسیر است؟

پرده ظاهراً آخر

در رسانه‌های دولتی و شبه‌دولتی اعلام می‌کنند زندانیان آزاد شده ابراز ندامت و پشیمانی کرده‌اند (عباس جعفری دولت آبادی، فارس، ۵ شهریور ۱۳۹۰)، با سه هدف:

۱) اینکه آن‌ها به خاطر ندامت از عمل بر اساس حقوق مدنی و اساسی خود در منظر عمومی تحقیر شوند (که نمی‌شوند)،
۲) دیکتاتور و هوادارانش احساس خوبی داشته باشند که بخشنده و دل رحم بوده‌اند (مشخص نیست در نگاه کدام اقشار اجتماعی)، در حالی که بسیاری از زندانیان آزاد شده بخش عمده محکومیت خود را گذرانده و به زودی آزاد می‌شدند یا طبق قوانین می‌توانستند از آزادی مشروط برخوردار شوند، و
۳) اعلام اینکه طومار ماجرای انتخابات سال ۱۳۸۸ و جنبش سبز در هم پیچیده شده و پایان آن با آزادی زندانیان «فتنه» و پشیمانی آن‌ها سرفرازانه اعلام شود، در حالی که در دو سال گذشته صد‌ها بار مرگ جنبش سبز از سوی حکومت رسماً اعلام شده است.

در این پرده از نمایش که کارگردان از ابتدا دستور بازداشت، محاکمه نمایشی و صدور احکام زندان از یک تا نه سال برای فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران و دانشجویان را داده بود خود، گویی چشمان همه تماشاگران بر اعمال وی بسته بوده، دستور آزادی آنان را می‌دهد تا هم به عنوان پیروز میدان و هم به عنوان ارحم‌الراحمین در برابر چشمان عموم رژه رود.

بازگشت به دامان رهبر

همزمانی آزادی بخشی از زندانیان سیاسی با موج اعلام مواضع روحانیون جناح اصلاح‌طلب حکومتی پس از مدت‌ها سکوت کاملاً تصادفی است اما حکایت از دو نوع ذهنیت در کشور دارد. ذهنیت اصلاح‌طلبانی که رویای بازگشت به عصر طلایی امام (دوران قدرت بی‌حد و حصر آنان) را دارند متوجه است به بازگشت به قدرت به هر قیمت، در حالی که رهبر کشور از دو سال پیش تصمیم خود را برای حذف آنان از صحنه سیاسی گرفته است و مخالفان نیز اشتیاق چندانی برای بازگشت وفاداران خمینی به قدرت ندارند.

روحانیون سابقاً حکومتی و ظاهراً منتقد وضعیت موجود نمی‌توانند تصوری غیر از نظام سیاسی موجود را داشته باشند و با انواع سخنان خواستار بازگشت به عرصه سیاسی در چارچوب همین نظام حقوقی و واقعی هستند. آن‌ها نمی‌خواهند فرصت انتخابات آینده را از دست دهند و برای زمینه‌سازی جهت مشارکت بیشتر در آن تلاش می‌کنند به نظام سیاسی و مبانی‌اش ابراز وفاداری کنند.

پس از مواضع محمد خاتمی در باب بخشش از سوی دو طرف ماجرا، محمد موسوی خوئینی‌ها از انکار شعار جمهوری ایرانی و رد شعار علیه خامنه‌ای توسط اصلاح‌طلبان و هوادارانشان (خبر نت، ۲ شهریور ۱۳۹۰)، علی اکبر محتشمی‌پور از انکار شعار نه غزه، نه لبنان (با عنوان عکس‌العملی بودن آن در برابر خس و خاشاک نامیده شدن، کلمه، ۳ شهریور ۱۳۹۰) و موسوی لاری با اعلام التزام عملی به نظریات رهبر (الف به نقل از هفته نامه مثلث، ۵ شهریور ۱۳۹۰) سخن گفته‌اند.

کسی قرار نیست تنور انتخابات را گرم کند

خامنه‌ای بار‌ها از نگرانی جدی خود از حضور اصلاح‌طلبان در قدرت بالاخص در مذاکرات با غربی‌ها سخن گفته است. از این جهت حتی داغ کردن تنور انتخابات نمی‌تواند انگیزه کافی برای وی جهت باز کردن راه رقابت سیاسی برای آنان در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری فراهم کند.

خامنه‌ای پس از تجربه انتخابات سال ۱۳۸۸ دیگر شور و شوق انتخاباتی پر شور را در سر نمی‌پرورد تا به واسطه آن بخشی از زندانیان سیاسی را آزاد کند.

معمر و بشار پیش روی خامنه‌ای

اما ذهنیت خامنه‌ای به گونه‌ای دیگر با شرایط سیاسی امروز درگیر است. سقوط طرابلس در مدتی کوتاه و سر به نیست شدن معمر قذافی که پایان رژیم وی را رقم زده است و نیز تداوم حرکت معترضان در سوریه تا حد نزدیکی ارجاع پرونده حکومت بشار به شورای امنیت علی خامنه‌ای را نگران کرده است، تا حدی که فتنه‌گران علیه حکومت خویش را آزاد می‌کند.

سقوط مبارک و بن علی برای خامنه‌ای که تنها کابوسش ایالات متحده و تنها نظریه‌اش نظریه توطئه است و دوستان ایالات متحده و غرب را دشمن خود می‌داند نمی‌توانست تا این حد نگران کننده باشد. او اکنون به دو رهبر با شباهت بسیار زیاد به خود (فرا قانون، مادام‌العمر، نظارت‌ناپذیر، غیر پاسخگو و در عین حال در دوره‌هایی ضد امپریالیست و ضد غرب) می‌نگرد که یکی در حال احتضار و دیگری در سی سی یو بستری است.

علی خامنه‌ای که در برابر مخالفانش هیچ خط قرمزی را عبور نکرده نگذاشته است و عفو مخالف در پرونده‌اش وجود ندارد یکباره بر اساس خواب‌نما شدن یکصد نفر از آن‌ها را آزاد نمی‌کند. تصاویر پخش شده از فتح باب العزیزیه و تونل‌های سی کیلومتری مجتمع قذافی توسط شورشیان باید خواب خوش را بر وی تلخ کرده باشد.

این نخستین بار است که این تعداد زندانی سیاسی یکباره آن هم با عنوان عفو رهبری در ۲۲ سال گذشته آزاد می‌شوند. پیش از این روال جمهوری اسلامی بر آن بود که حتی اگر زندانیان سیاسی را آزاد می‌کرد آن‌ها را تحت عنوان مرخصی به خانه می‌فرستاد و بعد اصراری بر بازگشت آن‌ها صورت نمی‌گرفت تا هم فشار سیاسی بر روی حکومت کاهش یابد و هم شمشیر مدت باقی مانده زندان بر سر زندانی به مرخصی آمده باقی بماند تا وی به فعالیت گذشته باز نگردد.

حتی بسیاری از زندانیان سیاسی که مدت محکومیت خویش را گذارنده‌اند با پرونده‌های تازه مواجه شده و زمان بیشتری را در زندان گذارنده‌اند. خامنه‌ای تنها مجرمان عادی را که خطری برای تخت وی نداشته‌اند عفو می‌کرده است.

بازی دوگانه

اما خامنه‌ای در عین بازی در پرده عفو، کاملاً به جدیت جرقه‌های اجتماعی ولو بسیار کوچک در بستن طومار حکومت‌ها وقوف دارد. او بهتر از هر کسی می‌داند که با جمع کوچکی از فرماندهان نظامی‌اش تنها مانده و کسانی که در حسینیه برای وی فریاد می‌کشند روزی دیگر می‌توانند برای رهبر دیگری که شیرهای نفت را در دست دارد همین فریاد‌ها را بکشند.

او می‌داند که آتش اعتراضات در لیبی با اعتراض به تاخیر در ساختن واحدهای مسکونی، در تونس با خودکشی یک دستفروش و در مصر و سوریه با یک دعوت فیس‌بوکی شعله‌ور شد. به همین دلیل است که فعالان محیط زیست در آذربایجان با برخورد آهنین دستگاه‌های امنیتی مواجه شده‌اند یا دعوت‌کنندگان به یک آب بازی ساده در تهران و شهرستان‌ها به سرعت بازداشت شده و رسانه‌های حکومتی آن‌ها را به شدت محکوم می‌کنند.

بشار اسد نیز در میانه جنبش یکباره تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد کرد اما این اقدام برای راضی کردن مخالفان بسیار دیر بود. علی خامنه‌ای اکنون پیش از افروخته شدن آتش اعتراض در کشور به آزادی بخش کوچکی از زندانیان سیاسی و عقیدتی می‌پردازد تا بعدا مجبور نشود همه آن‌ها را زمانی که حکومت وی متزلزل‌تر شده آزاد کند

Wednesday, August 17, 2011

بیست و چهارمین روز اعتصاب غذای دو زندانی کرد

 


خبرگزاری هرانا - دو زندانی کُرد زندان بیجار علی رغم ضعف جسمانی به اعتصاب غذای خویش که از ۳ مرداد ماه آغاز کرده‌اند، ادامه می‌دهند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسن اختر سمند زندانی سیاسی کرد و فرشاد کمانگر زندانی عادی که روز دوشنبه ۳ مرداد ماه همراه دو زندانی دیگر از زندان مریوان به زندان بیجار تبعید شده‌اند همچنان در اعتصاب غذا بسر می‌برند.

به دلیل عدم حق تماس و ملاقات این زندانیان با خانواده و ۲۴ روز اعتصاب غذا، نگرانی نسبت به وضعیت سلامتی این دو زندانی شدت گرفته است.

Thursday, July 7, 2011

در حكومت بى بصيرت اين على , دختر‌بچه 5 ساله کارگر ساختمانی است

روزنامه دنیای اقتصاد: یکی از خوانندگان روزنامه دنیای اقتصاد روز گذشته در تماس با خبرنگار ما از فعالیت یک دختر‌بچه 5 ساله در قالب یک کارگر ساختمانی در سطح شهر تهران خبر داد.

خبرنگار دنیای اقتصاد برای پیگیری ماجرا به محل فعالیت این کودک مراجعه کرد و مشخص شد که به علت فقر مالی اين دختر بچه روزانه 8 ساعت به همراه پدرش در ساختمان‌های در حال ساخت در نقش یک کارگر ساختمانی فعالیت می‌کند.

پدر این دختر بچه –یگانه – می‌گوید: چون کسي را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازن 6 ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود.

او می‌گوید: در مامازن یک اتاق اجاره کرده که ماهانه 100 هزار تومان اجاره می‌دهد.

پدر یگانه می‌گوید: به دليل اينكه يگانه را روزها سر ساختمان مي‌آورم، او نيز پا به پاي من كار مي‌كند و فعاليت‌هاي سبكي همچون حمل‌ كيسه‌هاي مصالح ساختماني را انجام مي‌دهد. او می‌گوید: یگانه چند روز پیش به خاطر گرد و خاک ناشی از گچ و سیمان مریض شده و یک شب تمام تب کرده است.

این کارگر كوچك ساختمانی امیدوار است که مسوولان و شرکت‌های ساختمانی برای استخدام پدرش به عنوان یک سرایه‌دار از خانواده‌اش حمايت مالي كنند.

متن زیرگفت‌وگو با این کودک 5 ساله است، دختری که اگر چه فقیر است، اما پدرش برای تربیت او نهایت تلاش خود را کرده است.

یگانه! چرا اینجا کار می‌کنی؟

پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او می‌آیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد می‌کند هر وقت کیسه‌های سیمان را بلند می‌کند اذیت می‌شود و شب‌ها از شدت درد خوابش نمی‌برد. من زور ندارم، اما کمکش می‌کنم که کمتر اذیت شود.

خانه‌تان کجاست؟

خیلی دور است ما در خانه‌مان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم.

چرا پیش مادربزرگ یا خاله‌ات نمی‌روی؟

مادرم مرده است. تازه مادربزرگم هم مرده و خاله و عمه هم ندارم.

چه درخواستي از مسوولان داري؟

پدرم نمی‌تواند کار کند، اما اگر کار نکند پول نداريم. هیچ‌ کس کمکمان نمی‌کند. پدرم می‌گوید اگر سرایدار یک ساختمان شود زندگی‌مان خوب می‌شود.

تلفن تماس و آدرس محل سكونت پدر يگانه در گروه مسكن دنياي‌اقتصاد موجود است.

منبع :http://www.iranpressnews.com/source/102414.htm

درگیری خونین در زندان گوهردشت کرج منجر به قتل 4 زندانی و تعداد زیادی مجروح گردید..بندی که سه زندانی سیاسی هموطن کرد نزدیگ به 1 ماه در اعتصاب غذا بسر می برند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در یک درگیری خونین در بند 6 زندان گوهردشت کرج 4 زندانی کشته و بیش از 15 نفر شدیدا زخمی که وضعیت تعدادی از آنها بسیار وخیم اعلام شده است.
سه شنبه شب 14 تیرماه حوالی ساعت 23:15 طی یک درگیری خونین در سالن 18 بند 6 زندان گوهردشت که برای مدت طولانی ادامه داشت که در جریان این درگیری 4 نفر کشته شدند . اسامی آنها به قرار زیر می باشد:مالک ملک پور،مجتبی کلانی،محمد حاجیان هویت نفر چهارم هنوز نامشخص می باشد .
در این درگیری حداقل 15 نفر بشدت زخمی شدند و زخمهای آنها به حدی شدید بود که تعدادی از آنها به بیمارستانهای خارج از زندان انتقال یافتند.علیرغم درگیری شدید و خونین برای مدت نسبتا طولانی در این بند پاسداربندها و گارد یژه زندان برای جلوگیری از این درگیری خونین هیچگونه دخالتی نکردند و اجازه دادند که نتیجۀ آن 4 کشته و حداقل 15 زخمی باشد.
درگیریهای خونین توسط باندهای مافیایی زندان که بدستور مردانی رئیس زندان و خادم معاون وی و همچنین فرجی نژاد رئیس اطلاعات زندان عمل می کنند صورت می گیرد و هدف آنها از این درگیریهای خونین حذف زندانیان معترض نسبت به سیاستهای سرکوبگرانه وحشیانه در زندان می باشد.
در حال حاضر سه زندانی سیاسی هموطن کرد (انور خضری ،کامران شیخ وسید ابراهیم سیدی) که نزدیگ به 1 ماه در اعتصاب غذا بسر می برند در این بند زندانی هستند و یکی از دلایل اعتصاب غذای آنها قرار داد آنها در کنار زندانیان عادی و خطرناک می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد درگیریهای خونین در زندان گوهردشت کرج بدستور مردانی رئیس زندان،خادم معاون وی و فرجی نژاد رئیس اطلاعات زندان که تا به حال منجر به مرگ ده ها زندانی شده است را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواهان اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل به ایران برای تحقیق و تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای و ارائۀ آن به سازمان ملل جهت گرفتنم تصمیمات لازم می باشد.


15 تیر 1390 برابر با 06 ژولای 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
 

Thursday, June 23, 2011

آمریکا ایران ایر را تحریم کرد

دولت آمریکا شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی، دو شرکت عمده ایرانی و یک شهروند این کشور را به اتهام نقض تحریم ها، ارتباط با سپاه پاسداران و کمک به انتقال تسلیحات به حزب الله لبنان تحریم کرده است.

وزارت خزانه داری آمریکا پنجشنبه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که نام شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (ایران ایر) را به فهرست تحریم های خود افزوده است.

 

مقام های آمریکایی گفته اند که این شرکت برای سپاه پاسداران و وزارت دفاع ایران تسلیحات حمل و نقل می کند.

دولت ایران هنوز به دور تازه تحریم های اعمال شده از سوی دولت باراک اوباما واکنش نشان نداده است.

هم زمان، هیلاری کلینتون و تیموتی گایتنر، وزیران امور خارجه و خزانه داری ایالات متحده طی بیانیه ای بر ادامه سیاست واشنگتن که بر تحریم و مذاکره چندجانبه با ایران استوار است، تاکید کرده اند.

این دو گفته اند که جامعه بین المللی باید تحریم ها را علیه ایران تشدید کند و دامنه آنرا گسترش دهد.

به گفته آنان: "پیشگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای یکی از مهم ترین اولویت های دولت آمریکاست. ما همچنان نگران مقاصد هسته ای ایران هستیم."

ایران با رد اتهام های آمریکا می گوید که برنامه اتمی این کشور صلح آمیز است.

خزانه داری ایالات متحده همچنین "شرکت سرمایه گذاری مهر اقتصاد ایرانیان" و "شرکت تایدواتر خاورمیانه" را تحریم کرده است.

تاید واتر خاورمیانه در امور خدمات بندری و دریایی فعالیت دارد.

مقام های آمریکا گفته اند که سپاه پاسداران از شرکت تایدواتر خاورمیانه برای انتقال محموله های "غیرمجاز" استفاده می کند.

علی آلفونه، پژوهشگر در موسسه آمریکن انترپرایز که درباره فعالیت های سپاه پاسداران تحقیق می کند به بی بی سی فارسی گفت: "تحریم شرکت تایدواتر خاورمیانه قطعا امکان سپاه پاسداران برای واردات ابزارآلات مرتبط با صنعت اتمی و موشکی جمهوری اسلامی را سخت تر خواهد کرد."

او افزود: "تاسفانه سوءاسفتاده سپاه پاسداران هم از کشتیرانی و هم از هواپیمایی جمهوری اسلامی باعث دردسر مردم غیرنظامی در ایران شده است... به نظر من هم پیمان های اروپایی ایالات متحده نه تنها از دادن سوخت به هوایپمایی جمهوری اسلامی جلوگیری خواهند کرد که این امکان نیز وجود دارد که با استناد به همین تحریم ها از پرواز هواپیماهای ایران ایر به بسیاری از پایتخت های اروپایی جلوگیری شود."

بر اساس اطلاعات موجود، تایدواتر خاورمیانه، از شرکت های خصوصی بوده که پس از انقلاب مصادره شده و طی سال های گذشته، در مالکیت مشترک نهادهایی نظیر بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید بوده است.

وزارت خزانه داری گفته است که در حال حاضر سپاه پاسداران، بانک مهر و شرکت سرمایه گذاری مهر اقتصاد ایرانیان کنترل این شرکت را در دست دارند.

شرکت سرمایه گذاری مهر اقتصاد ایرانیان نیز از سوی آمریکا تحریم شده است.

دولت باراک اوباما یک شهروند ایران به نام بهنام شهریاری و شرکت بازرگانی او با نام "بهنام شهریاری" را هم تحریم کرده است.

به گفته خزانه داری آمریکا، این ایرانی به نمایندگی از سوی شرکت کشتیرانی لاینر ترانسپورت کیش در کمک تسلیحاتی به گروه حزب الله لبنان دست دارد.

آمریکا روز دوشنبه نیز ۱۰ شرکت کشتیرانی و سه شخصیت حقیقی را به خاطر ارتباط با برنامه هسته ای و موشکی ایران تحریم کرده بود.

این شرکت ها عبارت بودند از خطوط کشتیرانی پاسیفیک، آتلانتیک اینترمودال، کریستال شیپینگ، پرل شیپینگ، آزورس شیپینگ، سینوز مریتایم، سانتکس لاینز، فیر وی شیپینگ.

سه نفری هم که به عنوان اشخاص حقیقی مشمول تحریم قرار گرفتند، مدیران ارشد شرکت کشتیرانی ایران هستند.

مقام های ایرانی بارها تاکید کرده اند که تحریم های آمریکا بر خط مشی سیاسی یا اتمی این کشور تاثیر نخواهد گذاشت.